شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خوشحالی و رضایت خود در برابر عشق و معشوقهاش سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که حتی با وجود دوری و عدم دسترسی به معشوق، از دیدن او راضی است و بر این باور است که همه چیز به خوبی پیش میرود. شاعر به زیباییهای معشوقه اشاره میکند و در عین حال به احساساتی مانند درد و غم عاشقی نیز اشاره دارد. او تأکید میکند که حتی اگر معشوق به او توجهی نکند، هنوز هم عاشق و شاداب است و به همین دلیل نیازی به گلایه نیست.
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام استعالم به مراد دل و اقبال غلام است
هوش مصنوعی: ما را چه نگرانی از حال امروز که محبوب دل خوش است و دنیا به خواستههای ما پاسخ میدهد و بخت ما خوب است.
صیدی که دل خلق جهان بود به دامشالمنت لله که امروز به دام است
هوش مصنوعی: آن صید که محبوب دلهای مردم دنیا بود، امروز خود در دام گرفتار آمده است.
چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلتما را نظری از مه روی تو تمام است
هوش مصنوعی: اگر مقدر نیست که من لبهای زیبایت را ببوسم، همانطور که تو توجهی به ما نداری، وجود تو برای من کافی است.
از طاق دو ابروی تو، ای کعبه مقصودخلقی به گمانند که تا کعبه کدام است
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت ابروهای تو، همچون کعبهای که هدف و آرزوی دنیاویهاست، گویند که به راستی کعبه کجاست.
چشم تو اگر خون دلم ریخت، عجب نیستاو را چه توان گفت که او مست مدام است
هوش مصنوعی: اگر چشم تو باعث رنج و درد دل من شود، جای تعجب نیست چرا که او همیشه در حال سرمستی است و نمیتوان از او توقعی داشت.
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرشعاشق که ترا دید چه پروای سلام است
هوش مصنوعی: اگر خسرو به تو سلام نکند، نباید او را سرزنش کنی. عاشق وقتی تو را میبیند، دیگر به سلام اهمیت نمیدهد.