شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس شدید عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر از درد ناشی از دوری محبوبش صحبت میکند و بیان میکند که جدایی از او موجب خراب شدن جانش شده است. او از دوستش میخواهد که دیر نیاید چرا که عمر برفراز رفتن در شتاب است. شاعر هر شب به یاد محبوبش در خانهاش میماند و تابش ماه را به یاد او میآورد. او از زیبایی و نور محبوبش سخن میگوید و اشاره میکند که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین او شود. در نهایت، شاعر به عشق و دلتنگیاش اشاره میکند و نشان میدهد که هر گونه رفتاری و بیانات محبوبش روی او تأثیر عمیق دارد.
بیا کز رفتنت جانم خرابستدل از شور نمکدانت کبابست
هوش مصنوعی: بیا که با رفتنت، حال و روزم خراب شده است و دل من از عشق و شوری که در وجودت هست، به شدت میسوزد.
درنگ آمدن، ای دوست کم کنکه عمر از بهر رفتن در شتابست
هوش مصنوعی: ای دوست، دیر نکن و زودتر بیا، چرا که عمر ما به سرعت در حال گذر است و باید برای رفتن آماده باشیم.
من آیم هر شبی سوی تو، لیکنهمه شب خانه من ماهتابست
هوش مصنوعی: هر شب به سمت تو میآیم، اما در تمام شب، خانه من پر از نور ماه است.
سیه شد روی ما از تو که رویتزوال روز ما را آفتابست
هوش مصنوعی: چهره ما به خاطر تو تاریک و غمگین شد، چون چهره تو همچون خورشید روشنی بخش روز ماست و در غیبت تو این روشنایی از ما گرفته شده است.
ندارد چشمه خورشید آبیکز آن چشمه تو بردی هر چه آبست
هوش مصنوعی: چشمه خورشید هیچ آبی ندارد که تو همه آبها را از آن خود کردهای.
نباشد هیچ بوی نافه از مشکولی موی تو یکسر مشک نابست
هوش مصنوعی: حتی اگر هیچ بویی از مشک در فضا نباشد، موهای تو به طور کامل مانند مشک خالص است.
چو بر شیرین لبت از رخ چکد خویتمامی آب آن شربت گلابست
هوش مصنوعی: وقتی که شیرینی لبانت از چهرهات بچکد، تمام آب آن نوشیدنی مانند بوی گلاب خواهد بود.
مرا گر یک سؤالی از لب تستز چشمت ده جواب ناصوابست
هوش مصنوعی: اگر تو از من یک سؤال بکنی، جواب نادرستی از چشمانت دریافت میکنم.
سخن گوید چو خسرو پیش چشمشزبون غمزه حاضر جوابست
هوش مصنوعی: کسی که مانند خسرو سخن میگوید، در مقابل او زبانش بند آمده است، زیرا او با ناز و زیبایی خود سریعاً جواب میدهد.