شمارهٔ ۱۸۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شوق به محبوب است. شاعر از آتش عشق و صبر خود میگوید که به خاطر دوری محبوب، جانش را به آتش کشیده است. او توصیف میکند که چگونه عاشقان در گرداگرد محبوبش به شادی و سماع مشغولاند و زندگیشان تحت تأثیر این عشق قرار گرفته است. همچنین اشاره میکند که در این دنیا، عشق واقعی و وصال محبوب ارزشمندتر از وعدههای زاهدانهای است که به آینده مرتبط است. در پایان، شاعر بیان میکند که خوشبختی واقعی نزدیکی به محبوب است، حتی اگر با سادهترین افراد همراه باشد.
باز جانا، آتش شوق تو در جان جا گرفتخانه صبر از غمت سر تا به سر سودا گرفت
هوش مصنوعی: ای دوست، دوباره شوق تو جانم را پر کرده است و غم تو همه وجودم را فرا گرفته و در خانه صبر من، فقط احساس عشق و دلتنگی حاکم شده است.
سرو نازم رقص رقصان دی درآمد در سماعحلقه حلقه عاشقان را جان و دل یغما گرفت
هوش مصنوعی: سرو زیبای من با رقص و سرور وارد محفل شده و با حرکاتش روح و دل عاشقان را به تصرف درآورده است.
آتش سینه اگر چه مدتی می سوخته ستعاقبت شعله زد و از راه دل بالا گرفت
هوش مصنوعی: اگرچه آتش درون مدت زمانی خاموش مانده بود، در نهایت شعلهور شد و از قلب به سمت بالا سر کشید.
من به نقد امروز با وصل بتانم در بهشتزاهد بیچاره در دل وعده فردا گرفت
هوش مصنوعی: من امروز با عشق محبوبان میتوانم خوشبختی را احساس کنم، اما زاهد افسوس میخورد و در دل به وعده بهشت فردا دلخوش است.
هر محبی کو قدم در راه عشق از صدق زدپیش محبوب او به آخر پایه اعلا گرفت
هوش مصنوعی: هر عاشقی که با صداقت و خلوص نیت در مسیر عشق قدم بردارد، در نهایت مقام والایی نزد محبوب خود به دست میآورد.
دولت خسرو همین باشد که او در کوی دوستبا سگانش همنشین شد منصب والا گرفت
هوش مصنوعی: خوشبختی و سعادت خسرو به همین است که در کوچه دوست با سگانش همراه و همنشین شده و مقام بلند و والایی را به دست آورده است.