شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و نقصهای طبیعت و همچنین احساسات انسانی میپردازد. شاعر از ریزش برگها و رفتن گلها سخن میگوید و به یار و معشوقی اشاره میکند که از او دور شده است. او احساس غم و فقدان را با تصاویری از طبیعت و تغییر فصول به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر با بیان عواطفی چون درد، اشک، و سختی، به نوعی به زوال و گذر زمان اشاره میکند که چگونه زیباییها و شادیها به سرعت از دست میروند.
برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفتسرخ رویی رخ لاله و گلنار برفت
هوش مصنوعی: برگها فرو ریختند و گل و باغ گلها از بین رفت. زیبایی و سرخی چهرهی لاله و انار هم ناپدید شد.
سرو بشکفت و چمن سبز شد و نرگس خفتگو، برو، از بر من این همه، چون یار برفت
هوش مصنوعی: سروها شکوفا شدند، چمن سبز شد و نرگسها خوابشان را میبینند. برو، از نزد من برو، وقتی که این همه زیبایی در اطرافم وجود دارد، چون یارم رفته است.
نزد من باد خزان دوش غبار آلودهآمد و گفت که سرو تو ز گلزار برفت
هوش مصنوعی: شب گذشته نسیم خزان با خود غباری آورد و به من گفت که درخت سرو تو از باغ رخت بربسته است.
خواستم تا بروم در طلب رفته خویشیادم آمد رخ او، پای من از کار برفت
هوش مصنوعی: خواستم به دنبال کسی که رفته بروم، اما یاد چهره او افتادم و همین باعث شد که نتوانم حرکت کنم.
در دوید اشک چو باز آمدن خویش ندیددل بینداخت هم اندر ره و خونبار رفت
هوش مصنوعی: در حالتی که اشکها به چهرهاش دویده و بازگشته است، دل او را نمیبیند و به همین دلیل دلش را در راه رها میکند و بهسوی مقصدی پرخون حرکت میکند.
خون دل گر چه که بسیار برفت، اندک ماندصبر هر چند که بود اندک، بسیار برفت
هوش مصنوعی: هرچند که غم و درد زیادی را تجربه کردهام و خون دل زیادی خوردهام، اما صبر من در برابر این همه رنج همچنان کم است و حتی اگر اندکی از آن باقی مانده باشد، باز هم به سرعت از بین میرود.
باد خاری ز ره گلرخ من می آوردجانم آویخت دران خار و گرفتار برفت
هوش مصنوعی: باد، خارهایی را از طرف چهره زیبا و محبوب من میآورد و من جانم را در آن خارها آویزان و گرفتار میکنم و در نهایت میروم.
هر چه از عقل فزون شد همه عمرم جو جواندر این غارت غم، جمله به یک بار برفت
هوش مصنوعی: هر چیزی که بیشتر از عقل و منطق باشد، تمام عمرم را صرف غم و اندوه کردهام و در یک آن همهی آن را از دست دادم.
گله کرد آن بت شیرین ز بر خسرو جستخله کرد آن گل نسرین زبر خار برفت
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا از خسرو شکایت کرد و گل نسرین از روی خارها به آرامی گذشت.