شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره جدایی و غم ناشی از آن است. شاعر از نبودن معشوقش صحبت میکند و به تأثیر عمیق حضور او در زندگیاش اشاره میکند. او میگوید که حتی با فاصله از او، یاد و خاطرش همیشه در دلش باقی مانده است. شاعر همچنین به ناامیدی و بیاثری کارهایی که برای جلب توجه معشوق انجام میدهد اشاره میکند و از تیرگی و درد ناشی از دوری او سخن میگوید. در نهایت، شاعر احساس میکند که با همه تلاشها و امیدها، باز هم معشوق فراموش شده و اثر او بر دلش کم نشده است.
رفتی از پیش من و نقش تو از پیش نرفتکیست کو دید به رخسار تو وز خویش نرفت
هوش مصنوعی: تو از کنار من رفتی، اما یاد و تصویر تو از ذهن و دل من نرفته است. چه کسی است که چهره تو را ببیند و خاطره وجودت از او دور شود؟
تا ترا دیدم، کم رفت خیالت ز دلمکم چه باشد که خود خاطر من خویش نرفت
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را دیدم، خیال تو از قلبم کم نشده است. چه چیزی میتواند باشد وقتی که خودم هم از یاد تو دور نمیشوم؟
هیچ گاهی به سوی بند نیایی، آریهیچ کاری به مراد دل درویش نرفت
هوش مصنوعی: هیچ وقت نخواهی توانست به آنچه که برای درویش مطلوب است برسی، درست مانند اینکه هیچ گاه به بند نمیرسی.
شب کنی وعده و فردات ز خاطر بروداز تو این ناز و فراموشی و فرویش نرفت
هوش مصنوعی: اگر در شب وعدهای به کسی بدهی و روز بعد آن وعده را فراموش کنی، این نشاندهنده ناز و بیتوجهی توست که از یادها میرود و در واقع این حال و هوا در تو باقی نمیماند.
بی سبب نیست گذرهای خیالت بر منبی سبب گرگ مکابر به سوی میش نرفت
هوش مصنوعی: بیدلیل نیست که خیال تو مدام به سراغ من میآید، درست مانند اینکه گرگ در میانه شب بیدلیل به دنبال میش نمیرود.
تیر مژگان ترا جستن دلها کیش استعالمی کشته شد و تیر تو از کیش نرفت
هوش مصنوعی: نگاه و مژگان تو برای دلها مانند تیر است، به طوری که جهانیان با دلباختگی به سمت آن تیر جذب میشوند و این جذابیت هرگز از بین نرفته است.
من رسوا شده را خودکش و مفگن به رقیبکه بدین روز کسی پیش بداندیش نرفت
هوش مصنوعی: من که در این دنیا رسوا شدهام، خودکشی و تسلیم را بر رقیب نمیپسندم، زیرا هیچکس به پای فکرهای منفی و بداندیشان نرفته است.
دل به مرهم چه گذاریم که بر یاد لبتهیچ وقتی دل ما را نمک از ریش نرفت
هوش مصنوعی: دل ما را چه فایدهای از مرهم و درمان است، وقتی که هرگز یاد لبهای تو نتوانسته است درد ما را التیام بخشد.
خسروا، تن زن و بنشین پس کار خود، از آنکجگرت خون شد و کار دلت از پیش نرفت
هوش مصنوعی: ای خسروا، تو باید آرامش خود را حفظ کنی و به کارهایت ادامه دهی، چون دل تو از درد و رنج پر است و وضعیت درونیت تغییر نکرده است.