شمارهٔ ۲۲۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلسردی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر احساس میکند که جذابیت و زیبایی معشوق او را به زخمهای عمیق روحی مبتلا کرده است. او از شبهای تنهایی و غمگینی سخن میگوید و آرزو دارد که مانند دیگران در آغوش کسی خواب ببرد. شاعر به بوی عطر معشوقش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر دور باشد، دلش همچنان به او وابسته است. او از دیگران درخواست میکند که به حال او توجه کنند و دلش را مبنی بر عشقش نادیده نگیرند. در نهایت، شاعر از معشوقش میخواهد که خوبیش را تنها برای خودش نگه دارد و بر او رحم کند. در کل، این شعر به عمق احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از دوری از معشوق میپردازد.
بند جانم ز خم سلسله موی کسی ستزخم جانم ز کمان خانه ابروی کسی ست
هوش مصنوعی: جان من به خاطر زیبایی و پیچش موهای کسی به بند آمده است و درد و زخم دلم از نگاه خیره و نافذ ابروی اوست.
شب ز غم چون گذرانم من تنها ماندهای خوش آن کس که شبش تکیه به پهلوی کسی ست
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که از غمهایم میگذرم، تنها ماندهام. خوشا به حال کسی که در شب به پهلوی محبوبش تکیه میدهد و تنها نیست.
گریه امروز نمی ایستدم، کاندر خوابدیده ام شب که رخم گویی بر روی کسی ست
هوش مصنوعی: امروز هرگز نمیتوانم گریهام را متوقف کنم، زیرا در خواب دیدهام که چهرهام بر روی کسی میتابد.
از کجا آمدی، ای باد، که دیوانه شدمبوی گل نیست که می آید، این بوی کسی ست
هوش مصنوعی: از کجا میآیی، ای باد؟ من دیوانه شدم. این بویی که میآید، بوی گل نیست، بلکه بوی کسی است که به دلم نشسته.
پند خود بیهده ضایع مکن، ای صاحب پندکز توام نیست خبر ز آنکه دلم سوی کسی ست
هوش مصنوعی: فریب حرفهای دیگران را نخور و بیهوده نصیحتهای خود را هدر نده، زیرا من خود در حالتی هستم که دلم به سمت کسی دیگر رفته و تو از این موضوع بیخبر هستی.
دل من دور نرفته ست، نکو می دانمباز جویید همانجاش که در موی کسی ست
هوش مصنوعی: دل من از جایی دور نشده است و خوب میدانم که دوباره به دنبال آن چه هستم، باید به همان جایی که در موهای کسی است، برگردم.
بو که از گم شده خویش نشانی یابمروز و شب گشتم هر جا که سر کوی کسی ست
هوش مصنوعی: در روز و شب به دنبال نشانهای از شخصی که گم شده، هر جا که ممکن بوده، سر زدم.
از دل و دیده و جان هر چه دهم راضی نیستیارب، این ترک جفا پیشه چه بدخوی کسی ست
هوش مصنوعی: هرچه از دل و دیده و جانم میدهم، باز هم راضی نیستم. خداوندا، این ترک که با من بدرفتاری میکند، چقدر بدخلق است!
گر تو منکر شوی، ای شوخ، بداند همه کسکاین بلای دلم از نرگس جادوی کسی ست
هوش مصنوعی: اگر تو انکار کنی، ای دلربا، همه میدانند که این درد و رنجی که بر دل من است، بر اثر جادوی چشمان کسی است.
سر ابروی تو گردم، گرهش بازگشایکه کمانت نه به اندازه بازوی کسی ست
هوش مصنوعی: اگر بر سر ابروی تو بگردم و گرهاش را باز کنم، چون کمان تو به هیچکس اندازهی قوت و قدرت نمیشود.
همه بهر دگرانست زکوة حسنتآخر این خسرو بیچاره دعاگوی کسی ست
هوش مصنوعی: همه در زندگی و خوب بودن خود به دیگران خدمت میکنند، اما این خسرو بیچاره تنها دعاگوی کسی است که برایش ارزش قائل شده است.