شمارهٔ ۲۷۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و ناامیدی عاشق است. شاعر به عشق و جفای معشوق اشاره میکند و از درد و رنجی که به دلیل بیمحلی معشوق متحمل میشود، میگوید. او lament میکند که هیچ کسی به اندازه او نتوانسته به معشوق نزدیک شود و همه به نوعی خاص به سرای او راه دارند جز او. شاعر همچنین به بیصبری و ناکامی خود در عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر زندگیاش به قیمت عشق معشوقش باشد، ارزش آن را ندارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که جدایی و حسرتش برای معشوقش بیشتر از هر چیز دیگری است.
نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیستکیست که اندر سرش باد هوای تو نیست
هوش مصنوعی: هیچ دلی وجود ندارد که از درد بیوفایی تو رنج نکشد و هیچکس نیست که در ذهنش آرزوی تو نگذرد.
دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه واربا همه مردانگی مرد جفای تو نیست
هوش مصنوعی: دل که برای تو به جانش اهمیت قائل شده، با اینکه به طور طبیعی به دیگران تعلق دارد. این مرد، با تمام مردانگی خود، با تو بیگانه و ناسازگار شده است. این بیوفایی تو نسبت به او، بیدلیل و ناعادلانه است.
خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سببکوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست
هوش مصنوعی: اگر به کسی که بیگناه است خشم کنی و بدون دلیل به او آسیب برسانی، این نشاندهنده بداقبالی من است، وگرنه تقصیر از تو نیست.
بر در تو هر کسی خاص شد، الا که منهیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که به درگاه تو آمده، برای خود شأن و مقام خاصی پیدا کرده است، اما من هیچ کس را نمیشناسم که جز تو به خانهات راهی داشته باشد.
صبر به امید وصل بر در دل شسته بودهجر درون رفت و گفت، خیز که جای تو نیست
هوش مصنوعی: صبر کرده بودم که امیدوار به رسیدن به محبوب باشم، اما هجران در دلم نفوذ کرد و گفت: دیگر جای تو اینجا نیست.
گفتی، اگر می خری، نقد حیاتم بهاستگر همه تا محشر است نیم بهای تو نیست
هوش مصنوعی: گفتی اگر میخواهی مرا بخری، باید کل زندگیام را بپردازی. حتی اگر تا روز قیامت هم باشد، ارزش تو حتی نیمی از این بهای زندگیام را ندارد.
خسرو اگر سوخته ست، نی ز پی دیگری ستسوخته تر باد ازین، گر ز برای تو نیست
هوش مصنوعی: اگر خسرو سوخته و ناراحت است، این ناراحتیاش به خاطر کسی دیگر نیست، بلکه او حتی بیشتر از این به خاطر تو سوخته است.