تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۲۷۷

در چمن جان من سرو خرامان یکی ستنرگس رعناش دو، غنچه خندان یکی ست
گفت به غمزه لبش، جان ده و بوسی ستانکاش دو صد جان بدی، وه که مرا جان یکی ست
من ز غم گلرخی ژاله فشانم چو اشکابر درین واقعه با من گریان یکی ست
طرف چمن می روی طعنه زنان سرو رابیش خجالت مده، راه جوانان یکی ست
خسرو دلخسته را بنده صورت نگرچونکه به معنی رسی، بنده و سلطان یکی ست