شمارهٔ ۲۹۶
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او توضیح میدهد که چگونه عشق به معشوق باعث شده تا چشمهای او پر از اشک شود و دلش از شوق و هیجان به شدت آسیب ببیند. شاعر به تشبیهاتی از گل و جمال معشوق اشاره میکند و میگوید که دلش از عشق به او دچار درد و رنج است. او همچنین بیان میکند که گوشش به شنیدن زخمهای ناشی از عشق گوش داده و دلش دیگر به چیزهای دیگر علاقهای ندارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که وقتی معشوق به طرف خسرو میرود، اشکهایی از چشمانش ریزش پیدا میکند.
تا دیده در جمال تو دیدن گرفته استخونابه ها ز چشم چکیدن گرفته است
هوش مصنوعی: چشمها به تماشای زیبایی تو مشغول شدهاند و از شدت شوق و شیدایی، اشکها به آرامی از آنها میریزد.
مهر و مه است در نظرم کم ز ذره ایتا خاک آب دیده کشیدن گرفته است
هوش مصنوعی: در نظر من، عشق و جذابیت به اندازه یک ذره از خاکی که اشک را به خود جذب کرده است، کم شده است.
چون کرده ایم نسبت گل با جمال اودل هم ز شوق جامه دریدن گرفته است
هوش مصنوعی: از آنجا که ما زیبایی او را با زیبایی گل مقایسه کردهایم، دل ما از شوق به سوی او به شدت بیتاب شده و درونش شوری برانگیخته است.
کی پند واعظم بنشیند به گوش دلگوشم که خواری تو شنیدن گرفته است
هوش مصنوعی: کیست که پند و اندرز بزرگوارانه را با دل و گوش خود بشنود؟ چرا که دل من پر شده از شنیدن رنج و خواری تو.
در جان هزار گونه جراحت پدید شدلب را به قهر ما چو گزیدن گرفته است
هوش مصنوعی: در دل هزاران جراحت و زخم به وجود آمده و لبها به خاطر خشم ما مثل نیش زدن دچار درد و رنج شدهاند.
دل را هوای شربت و آب زلال نیستدر عاشقی چو زهر چشیدن گرفته است
هوش مصنوعی: دل دیگر تشنگی به آب صاف و نوشیدنی ندارد، چرا که عشق برایش مانند زهر تلخ شده است.
تا گفته ای که جانب خسرو همی روماشکش ز دیده پیش دویدن گرفته است
هوش مصنوعی: وقتی گفتهام که به سمت خسرو میروم، اشک از چشمانم سرازیر شده و حسرت و اندوهی سخت مرا فرا گرفته است.