شمارهٔ ۳۰۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از باد میخواهد که درباره بهار و محبوبش خبر بدهد. او دلتنگ و غمگین است و از باد میخواهد تا نشانی از محبوبش که گم شده، بیابد. شاعر به زیباییاش و حالتی که از عدم محبوبش به او دست داده، اشاره میکند و از غم و دلتنگیاش صحبت میکند. او به شخصی میگوید که اگر در راهی با محبوبش برخورد کند، نشانی از او را به او بگوید. در نهایت، شاعر امید دارد که پیک بھی بیاید و خبرهایی از محبوبش بیاورد.
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاستدزدیده زان نگار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: ای باد، از بهار بگو که کجا رفته و همچنین از آن معشوق بگو که کجاست و خبرش را بده.
گر هیچ در رهی گذرانش رسیده اییک ره ازان سوار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: اگر در مسیری عبور کردهای و به کسی برخورد کردهای که سوار بر اسبی است، از او خبر بگیر که آن فرد به کجا میرود.
من همچو گل بسوختم از آفتاب غمآن سرو سایه دار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: من مانند گلی هستم که از تابش آفتاب غم سوختهام. خبر بده که آن سرو سایهدار تا کجا رفته است.
من ز آب دیده شربت غم نوش می کنمآن لعل خوشگوار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: من از اشکهایم به درد و غم خود میپردازم و اکنون میخواهم بدانم آن لعل زیبا (محبوب) در کجا است.
خونم ز غم چو نافه بماند اندرون پوستآن زلف مشکبار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: دلخوری من به اندازهای است که انگار خونم درون پوست موی مشکین تو به دام افتاده است. به من بگو که درد و رنج من تا کجا ادامه دارد.
جانم چو سرمه سوده شد از سنگ آرزوآن چشم پر خمار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: دل من به شدت دلتنگ و غمگین شده است، همچون سرمهای که بر اثر فشار به سنگ، دچار آسیب و تیرهگی میشود. ای چشمی که در آن خواب و هوس موج میزند، به من بگو که آرزوی من تا کجا میتواند ادامه پیدا کند.
ای پیک تیز رو، برو، آن یار را بپرسکز من برفت یار، خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: ای پیامآور سریعالسیر، برو و از آن یار بپرس که چرا از من رفته است. خبر بده که او کجاست.
ای مرغ نامه بر، پر تو گر نوشته شدباز آی زینهار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: ای پرندهای که پیام میآوری، اگر نوشتهای بر روی پرهایت هست، بازگرد و مواظب باش که خبر بدهی که مقصد کجاست.
خسرو که این حدیث ز یاری شنیده ایبر پر، وزان دیار خبر ده که تا کجاست
هوش مصنوعی: خسرو، تو که این داستان را از یاری شنیدهای، بر روی پرنده سوار شو و از سرزمین ما خبر بده که سرنوشتمان به کجا خواهد انجامید.