شمارهٔ ۳۵۸
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساس درد و رنج خود اشاره میکند. او از جفا و ظلمی که به او میشود گلهمند است و به ناامیدیاش در برابر این ظلم و بیتوجهی اشاره میکند. همچنین به بیصیرتی و ناتوانیاش در مقابله با مشکلات اشاره میکند و به والایی جانش که قربانی میشود، تأکید دارد. در نهایت، او به سرنوشتش و امید به زندگی بهتر پس از این رنجها اشاره میکند و از دلشکستگی ناشی از این شرایط حرف میزند.
این جفا کارییت که نو به نو استمگر این جان کشته را درو است
هوش مصنوعی: این بیوفایی تو که هر بار تازه است، آیا این جان کشته شده را فقط برای تو نمیطلبد؟
چون ترا نیست نیم کنجد شرمگفت من نزد تو به نیم جو است
هوش مصنوعی: وقتی تو نیستی، من احساس شرم میکنم و در برابر تو به اندازه یک نیم جو ارزش ندارم.
چشم بر کشتنم گماشته ایچه کنم گوش تو سخن شنو است
هوش مصنوعی: چشمت به کشتن من دوخته شده، من چه کاری از دستم برمیآید در حالی که گوش تو فقط به حرفهای دیگری گوش میدهد.
شد عنانم ز دست چه توان کرد؟توسن صبر نیک تیز دو است
هوش مصنوعی: عصبانیت و کنترل بر خود را از دست دادهام. چه کاری میتوانم انجام دهم؟ اما صبر من به خوبی آماده و تیز است.
عقل با مرهمی فروخته شدجان مسکین به یک نفس گرو است
هوش مصنوعی: عقل به عنوان درمان و نجاتی برای جان ضعیف، به بهایی ناچیز فروخته شده است و جان انسانهای بیسرپناه در یک بازه کوتاه به گرو گرفته شده است.
سر به خاکت ببینم و پس ازینزنده مانم بدانک عمر نو است
هوش مصنوعی: میخواهم سر بر زمین تو بگذارم و بعد از این، اگر زنده بمانم، بدان که زندگی جدیدی آغاز شده است.
خسروا، لشکر خطش بدویددل نگهدار، وقت زاغ رو است
هوش مصنوعی: پادشاهان، لشکرشان به عشق میتازد و دلهای وفادار خود را حفظ کنید، چون زمانهای سختی در پیش است.