شمارهٔ ۴۰۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق انتظار و longing برای دیدار کسی است که شاعر به شدت به او علاقمند است. شاعر از دل تنگی و بیقراری خود سخن میگوید و اینکه چگونه زندگیاش بدون آن شخص بیمعنا شده است. او از درد و رنج ناشی از جدایی میگوید و بر اهمیت لحظه دیدار تأکید میکند. احساس امید و آرزو برای رسیدن آن شخص در اشعار نمایان است و شاعر به زیبایی از احساسات عاشقانهاش و تأثیر آن شخص بر زندگیاش مینویسد.
بیا که دل بشد از انتظار آمدنتنگاه داشته ام جان نثار آمدنت
هوش مصنوعی: بیا که دلم از انتظار تو به تنگ آمده و جانم را فدای آمدن تو کردهام.
ز بعد رفتن تو جان قرار کی کردیدل ار ندادی با جان قرار آمدنت
هوش مصنوعی: بعد از رفتن تو، دیگر آرامش و قرار نداشتم. اگر تو با دلم قرار و آرامش ندادی، پس چگونه انتظار داری که جانم آرام بگیرد با آمدنت؟
یکی به یاد کن کار جان من آخروگرنه من بکنم جان به کار آمدنت
هوش مصنوعی: یک نفر را به یاد بیاوری که به خاطر من کار کند، وگرنه من جانم را برای آمدن تو فدای کار میکنم.
هنوز تاز رخت بشکفد گلم باریخراش یافت دل از خار خار آمدنت
هوش مصنوعی: هنوز گل من از تازگی شکوفا نشده، اما دل من از آمدن تو و زخمهایی که بر آن نشسته، آسیب دیده است.
به چار روز نکو آمدت که مهلت نیستدو روزه عمر مرا با چهار آمدنت
هوش مصنوعی: در مدت کوتاهی که میتوانی در کنارم باشی، امیدوارم که خوبی و خوشی را برآورده کنی، زیرا عمر من به سرعت در حال گذر است و نمیتوانم بیشتر از چهار روز به تو فرصت دهم.
ستاره ریز کنم از دو دیده بر تقویمحکیم را که کند اختیار آمدنت
هوش مصنوعی: از چشمانم ستارهها میچکد بر روی تقویم حکیم، تا زمان آمدنت را انتخاب کند.
دو دیده غلتان غلتان رود به استقبالاگر ز دور ببیند غبار آمدنت
هوش مصنوعی: دو چشم به شوق و شوقی بیپایان، با excitement و اشتیاق به استقبال تو میآیند؛ حتی اگر از دور غباری را ببینند که نشانهی آمدن توست.
زنم به زلف تو انگشت و بر دو دیده نهماگر سفید شود ز انتظار آمدنت
هوش مصنوعی: با انگشتانم به زلف تو بازی میکنم و دو چشمم را برهم میگذارم، اگر چشمهایم از انتظار تو سفید شود.
ز جام وصل خمار اشکنی که خسرو رابرون همی رود از سر خمار آمدنت
هوش مصنوعی: از میخانه وصل نوشیدهای و اکنون با اشکهایش سکر و نشئگی را از خود دور کن، زیرا عشق تو باعث شده خسرو در بین زمان و مکان از حالت نشئگی خارج شود و به یاد تو بیفتد.