شمارهٔ ۵۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و فاصله صحبت میکند. او میگوید اگر چشمش از تصویر محبوب دور نباشد، دلش نیز خسته و رنجور نخواهد بود. در غیاب محبوب، تنها آه میکشد و به جز او کسی نمیتواند بر دلش تاثیر بگذارد. همچنین، شاعر ابراز میکند که اگر چشمی به چهره محبوب ننگرد، دیدن آن چشمی مفهومی نخواهد داشت. در نهایت، اشاره میکند که حتی زیباییها و رنگها نیز از خون دل او برمیخیزند، زیرا نقش محبوب او در هنر و زندگیاش بینظیر است.
گر چشم من از صورت تو دور نباشددور از تو دلم خسته و رنجور نباشد
هوش مصنوعی: اگر چشمانم از چهرهات دور نباشند، دللم بدون تو خسته و رنجور نخواهد بود.
مهجور شوم از تو و جز آه سحرگاهسوزنده کسی بر من مهجور نباشد
هوش مصنوعی: اگر از تو دور شوم، هیچکس جز آهی که در سحرگاهان بر دل مینشاند، مرا تنها نخواهد گذاشت.
آن دیده چه آید که به روی تو نیاید؟آن چشم چه بیند که در او نور نباشد؟
هوش مصنوعی: چشمی که نتواند زیبایی تو را ببیند، چه نفعی دارد؟ و نگاهی که در آن روشنی و نور نباشد، چه ارزشی دارد؟
صد رنگ برانگیخت ز خون دل خسرونقش تو که در خامه شاپور نباشد
هوش مصنوعی: خسرو با دل درد آلودش، رنگ های زیادی را از خونش به تصویر کشید، به گونهای که تصاویری از تو ایجاد کند که در آثار شاپور دیده نشود.