شمارهٔ ۵۶۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و درد فراق صحبت میکند. او به یاد محبوب خود میافتد و میگوید که فراموشی برایش سخت است. دلش را نصیحت میکند که به یاد عشق بازگردد، اما دلش به این راحتی نمیپذیرد. شاعر بیان میکند که اگر بخواهد، حاضر است جانش را فدای محبوب کند، حتی اگر ارتباطش با او قطع شده باشد. او از بیخبری و دوری از محبوبش گله میکند و به چشمان مست او اشاره میکند که گاه بخاطر او به او نگاه نمیکند. عشق و تقوی برای او مهمتر از زهد و توبه است و در نهایت، با اشاره به درد و رنجی که دارد، دعا میکند که رنجش بر معشوق نیفتد، حتی اگر او در رنج باشد.
گر او بی یاد ما در می نیفتدفراموشیش پی در پی نیفتد
هوش مصنوعی: اگر او به یاد ما نیفتد، فراموش کردنش نیز به طور مداوم اتفاق نخواهد افتاد.
نصیحت می کنم دل را که بازآیولیکن دل ازینها پی نیفتد
هوش مصنوعی: دل را نصیحت میکنم که به خوبیها برگردد، اما دل به این حرفها توجهی نمیکند.
بریزم خون خود بر آستانتاگر چه از رخت هر پی نیفتد
هوش مصنوعی: اگر چه هیچ فایدهای به تو نرسد، من آمادهام برای تو جانم را فدای تو کنم و خون خود را بر درگاهت بریزم.
گهی بر من نیفتد چشم مستتنگویی با منت تا کی نیفتد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات که به چشمان مست تو نگاه میکنم، نمیدانم که تا چه زمانی باید منتظر بمانم که دوباره نگاهم به تو بیفتد.
درآمد عشق و تقوی خانه بگذاشتکه زهد و توبه را با می نیفتد
هوش مصنوعی: عشق و دینداری به خانه راه پیدا کردند و زهد و توبه را به کنار گذاشتند، زیرا اینکه با می و شراب ارتباطی ندارند.
چه پرسی با تن و جانی پر از درد؟همان دان آتش اندر نی نیفتد
هوش مصنوعی: چرا از کسی که جسم و روحش پر از درد است، سوال میکنی؟ همانطور که میدانی، آتش در نی نمیتواند بیفتد.
اگر چ افتاد خسرو زو به صد رنجخدایا، رنج من بر وی نیفتد
هوش مصنوعی: اگرچه خسرو با هزاران مشکل و درد روبرو شد، ای خدا، نمیخواهم که درد و رنج من بر او تحمیل شود.