تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۵۸۴

با یار ز من خبر بگوییدوین راز نهفته تر بگویید
ما را دل و دیده بندگی گفتدر خدمت آن پسر بگویید
ترک رخ خوب گفتنی نیستهر چیز کزان بتر بگویید
جان می رود و مرا خبر نیستجانان مرا خبر بگویید
چشمش من مستمند را کشتدر گوش وی این قدر بگویید
گر هیچ رخ و لبش بدیدیدنرخ گل و گلشکر بگویید
پنهان چو نماند راز خسرودر کوچه و بام و در بگویید