شمارهٔ ۵۸۶
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ حسی از غم و اندوه ناشی از دوری و فاصله با معشوق است. شاعر فریاد و نالهاش را به خاطر تأثیر غمزههای محبوبش بر همه عالم توصیف میکند. او از معشوق میخواهد که به یاد او باشد و احساس تنهایی و دردش را درک کند. شاعر از آشیان دلش و آتش غم خود میگوید و این حس را به روز قیامت تشبیه میکند. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که اگر وصالی در کار نبود، هیچکس نمیتواند از غم معشوق شاد باشد.
فریاد، ز غمزه تو فریادکز وی شغبی به عالم افتاد
هوش مصنوعی: فریاد و زاری به خاطر دلربایی توست که از آن شوق و هیجانی در عالم ایجاد شده.
فریاد رسی که رفت بر چرخما را ز کرشمه تو فریاد
هوش مصنوعی: فریاد رس برای ما که در چرخ زندگی گرفتار آمدهایم، به دنبال جلوههای زیبای توست.
تو مردم چشم ما و ما رابر گوشه دل نیاوردی یاد
هوش مصنوعی: تو بهترین و عزیزترین کسی هستی که ما به یاد تو فکر میکنیم، ولی تو هرگز ما را در دل خودت به یاد نیاوردی.
دریاب مرا که آهم از غمچون صور صدای حشر درداد
هوش مصنوعی: به من توجه کن که غم من چنان است که آوازی شبیه صدای حشر در وجودم به وجود آورده است.
گر واسطه وصال نبودآن کیست که نیست با غمت شاد؟
هوش مصنوعی: اگر ارتباطی برای رسیدن به محبوب نیست، پس چه کسی است که با غم تو شاد باشد؟