شمارهٔ ۵۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و شکوه محبوبش میپردازد و میگوید که خط شاعر باید به حال محبوبش بینظیر باشد. او محبوبش را به درخت سرو تشبیه میکند که در اعتدال است و این زیبایی در قامت او وجود دارد. شاعر حسرت دارد که کسی مانند او، با انسانی مثل خودش نباشد و از عشق و وصال دوری کند. او همچنین ابراز میکند که حتی در خواب هم نمیتواند از خیال محبوبش دست بکشد. در پایان، شاعر به احساساتی میپردازد که مانند پرندهای شکسته بال نمیتواند پرواز کند و در واقع ابزار میکند که عشقش مانند بندهای است که در خدمت محبوبش قرار دارد.
خطی که قرین حال باشدشک نیست که بی مثال باشد
هوش مصنوعی: خطی که با حال و احساس نویسنده هماهنگ باشد، بدون تردید بینظیر و خاص است.
سروی که به قامت تو مانددر قامت اعتدال باشد
هوش مصنوعی: درخت سروی که قامت تو را تداعی میکند، در شادی و آرامش بینظیر است و به تعادل و زیبایی تو میبالد.
آندم که تو شرح حال گوییدانی که مرا چه حال باشد؟
هوش مصنوعی: زمانی که تو از وضعیت من صحبت میکنی، خودت میدانی که حال من چگونه است؟
افسوس بود که چون تویی رابا همچو منی وصال باشد
هوش مصنوعی: ای کاش، ای کاش که کسی مانند تو با منی چون خودم ارتباط و نزدیکی داشته باشد.
آن را که به یاد تست مشغولاز هر دو جهان ملال باشد
هوش مصنوعی: کسی که به یاد توست، از تمام غمها و ناراحتیهای این دنیا بیخبر است و تنها به تو فکر میکند.
هرگز نکنم خیال خوابیتا در سرم آن خیال باشد
هوش مصنوعی: هرگز به خواب نخواهم رفت تا زمانی که آن خیال در ذهنم باشد.
دیگر نکند نشاط و پروازمرغی که شکسته بال باشد
هوش مصنوعی: پرواز و شادی یک پرندهای که بالهایش شکسته باشد دیگر امکانپذیر نیست.
گویند که بنده می نوازیخسرو به صف نعال باشد
هوش مصنوعی: میگویند که وقتی تو صدای دلنشینی را میزنی، مثل این است که یک پادشاه به غلامش لطف و نوازش میکند.