شمارهٔ ۶۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق ابراز میکند. او میگوید که اگر معشوق به او یاری کند یا آزار برساند، در هر حال این موضوع برایش قابل تحمل است. شاعر به یادآوری یک قول میپردازد که معشوق وعده داده بود از او بگذرد و آرزو دارد که این ستمها بر او بارها تکرار شود. شاعر به خاطر عشق و شوق خود، هر روز برای دیدن معشوق هوای جانش را به استقبال میفرستد. در نهایت، او به گذر عمر و این که عشق همیشه در دلش باقی مانده اشاره میکند و به تداوم عشق و یاد آن اشاره میکند. به طور کلی، این شعر توصیف عشق آتشین، شیدایی و دوگانگی احساسات را به تصویر میکشد.
گر کنی یاری و گر آزار، بر من بگذردهر چه می خواهی بکن، ای یار، بر من بگذرد
هوش مصنوعی: اگر به من کمک کنی یا آسیب برسانی، فرقی نمیکند، هر چه میخواهی انجام بده، ای دوست، من به هر حال این را تحمل میکنم.
گفتی، ار من بگذرم زین سو بود بر تو بستماین ستم، ای کاشکی هر بار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: گفتهای که اگر من از اینجا بگذرم، بر تو خواهد گذشت و این ظلمی که بر من رفته، کاش هر بار بر من بچرخد.
صبحدم مست شراب شوق بیرون اوفتمبسکه شب در ناله های زار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: صبح زود به خاطر عشق و شوق، از خواب بیدار شدم و از شدت ناراحتی و بیتابی شب گذشته، احساس میکنم که زندگیام تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
زودتر خاکم کن، ای گردون، مگر بختم بودکان خرامان سرو خوش رفتار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: زودتر مرا به خاک بسپار، ای دنیا، شاید قسمت من این است که آن سرو خوشاندام با رفتار خوبش از کنارم عبور کند.
ای خوش آن دیوانگی و مستی و رسواییمکز پی نظاره ای آن یار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که در حالت دیوانگی و شیدایی و رسوایی من، به خاطر دیدن آن محبوب، از کنارم بگذرد.
هر سحرگاهی فرستم جان به استقبال اوتا مگر بویی ازان گلزار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: هر صبح، جانم را به شوق دیدار او به جانبش میفرستم تا شاید بویی از آن باغ گلزار نصیبم شود.
رفت عمر و گفتگوی عشق از خسرو نرفتعمر باقی هم درین گفتار بر من بگذرد
هوش مصنوعی: عمر من گذشت و صحبتهای عشق از خسرو قطع نشد. باقی عمرم نیز در این گفتوگوها خواهد گذشت.