تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۶۷۵

گر به کوی عاشقان آن ماه گاهی بگذردبر گدایان همچنان باشد که شاهی بگذرد
سالها شد تا به کویش اوفتادم روز و شببر امید آنکه ماهم به ماهی بگذرد
سیل اشکم چون خیالش دید در دل جا گرفتروز باران کس نخواهد کز پناهی بگذرد
آب دیده می زنم هر دم بران خاک رهشتا غباری بر نیاید، گر به راهی بگذرد