شمارهٔ ۷۱۶
هوش مصنوعی: اشعار بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج دل شکستگی هستند. شاعر به زیباییهای معشوق و تاثیر آنها بر دل و جان خود اشاره میکند. او از زلف و خنده معشوق یاد میکند که چگونه میتواند دلهای زیرک و خردمند را تحتتاثیر قرار دهد. همچنین از غم و دوری میگوید و به تصویر خیال معشوق پرداخته که شبیه به آینهای است که زیباییاش را منعکس میکند. در نهایت، شاعر به ناامیدی و جفاهایی که از معشوق دیده، اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که دلش به رغم درد و رنج، نسبت به معشوق وفادار باقی میماند.
هر شکر خنده که آن لعل شکر خنده کندبر دل زیرک و بر جان خردمند کند
هوش مصنوعی: هر لبخند شگفتانگیز که شکرین و دلربا است، بر دل کسانی که باهوشاند و بر جان افراد خردمند تأثیر میگذارد.
زلف ازان می برد آن شوخ که شبهای غممگر شود کوته، از آنجا همه پیوند کند
هوش مصنوعی: آن دختر بازیگوش با زلفی که دارد، میتواند شبهای غمگینم را کوتاه کند و به همین دلیل، همه چیز را به او وابسته کردهام.
آن خیال است که آیینه نماید چو توییآینه ماه شما را به که مانند کند؟
هوش مصنوعی: این تصویر و خیال، همانند آینهای است که تنها تو را به نمایش میگذارد. هیچکس نمیتواند مانند تو جلوهگر باشد.
نیم شب ز آتش دل روز کنم در تو، ولیدل چه داند که چنین روز شبی چند کند؟
هوش مصنوعی: نیمه شب به خاطر سوز دل، روز را در تو تجسم میکنم، اما دل چه میداند که این روز و شب چه مدت ادامه خواهد داشت؟
گیسوی پر گرهت رشته بت را ماندکه دل گرم من سوخته را بند کند
هوش مصنوعی: موهای پرپیچ و تاب تو مانند ریسمانی است که میتواند دل داغدار من را آرام کند و تسکین دهد.
چون وفا نیست ترا، خسرو مسکین چه کند؟دل ضرورت به جفاهای تو خرسند کند
هوش مصنوعی: وقتی تو وفا نداری، مسکین خسرو چه کار میتواند بکند؟ نیاز قلبیام به آزارهای تو راضی میشود.