شمارهٔ ۷۳۰
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و عاشقانه شاعر درباره عشق و معشوق اشاره دارد. شاعر از آمدن لشکری از عشق در شهر سخن میگوید و بیان میکند که دل مردم از عشق معشوق به بلا میافتد. او به زیبایی معشوق و اثر آن بر دلهای عاشقان اشاره کرده و میگوید که عشق و زیبایی معشوق همچون بادی خوشبوست که بر دلها و زندگیها تأثیر میگذارد. در نهایت، شاعر متوجه میشود که هر چیزی که در زندگی او رخ میدهد، ناشی از سرنوشت و قضا است و عقل این را میفهمد.
یارب، این شهره لشکر ز کجا میآید؟که ز عشقش دل خلقی به بلا میآید
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، این محبوب چه جایی از لشکرگاه میآید؟ که به خاطر عشقش، دل بسیاری از مردم به درد و رنج میافتد.
فتنه جان من خسته دل آمد چشمشباز بر جان من این فتنه کجا میآید؟
هوش مصنوعی: فتنهای که جان من را خسته کرده و دلم را پریشان ساخته، با نگاهی به من میآید. این فتنه از کجا و چگونه به وجود میآید؟
باد مشک از سر زلفش بوزید، ای بلبلبوستان را خبری ده که صبا میآید
هوش مصنوعی: باد معطر از گیسوان او وزیده است، ای بلبل، به گلستان خبر بده که نسیم بهاری در راه است.
عاشقان را به گه رفتن و باز آمدنشدل ز جا میرود و باز به جا میآید
هوش مصنوعی: عاشقان در رفت و آمد خود، دلشان به شدت ناآرام میشود و مدام در حال تغییر و تحول است.
از وفا بوی ندارد، تو چنین صورت کنگرچه از صورت او بوی وفا میآید
هوش مصنوعی: اگر تو خود وفاداری را به نمایش بگذاری، حتی اگر او در ظاهر وفاداری نشان ندهد، بوی وفاداری از تو به مشام خواهد رسید.
ما به نظاره آن ماه چنان مستغرقکه همه خلق به نظاره ما میآید
هوش مصنوعی: ما چنان در تماشای آن ماه غرق شدهایم که همه مردم به تماشای ما میآیند.
خسروا، هرچه ترا بر سرت آید نه از اوستعقل داند که سراسر ز قضا میآید
هوش مصنوعی: ای خسرو، هر چه بر تو پیش میآید، ناشی از اراده و خواست الهی است و عقل میفهمد که همه چیز از سرنوشت و قضا و قدر ناشی میشود.