تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۴۹

چشم من خنده شیرین تو گریان دارددل من را لب پر شور تو بریان دارد
خاطرم میل کند با تو و پیدا نکندسینه ام درد و غمت دارد و پنهان دارد
کس ندارد به جهان آنچه تو داری در حسناز لطافت همگی پیش تو خود آن دارد
گر نبات خط تو سبز بود، نیست عجبخضر است آنکه سرچشمه حیوان دارد
جانم از شوق تو، گر خرقه تن کرد قبانتوان گفت درین خرقه که نقصان دارد
دل من با سر گیسوی درازت همه شبتا شبیخون نرود، دست و گریبان دارد
شعر خسرو به مثل سحر حلال است، ولینتوان گفت که او پایه حسان دارد