تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۷۴۸

گر خم طره ز روی تو جدا خواهد شدنام رخساره تو نام سما خواهد شد
جعد زنجیر نمای تو بلایی ست کز اوپای دل بسته به زنجیر بلا خواهد شد
زلف هم چون رسنت ماه سما را بگرفتمن ندانم که درین ماه چها خواهد شد
حاجت آن است که من بر در تو کشته شومهیچگه حاجت این خسته روا خواهد شد؟
زین کشاکش که تنت راست ببینی، خسروناگهان بند ز بند تو جدا خواهد شد