شمارهٔ ۷۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بازگشت یاری اشاره میکند که بوی گل و ریحان را با خود آورده است. این بازگشت برای شاعر شادی به ارمغان میآورد اما در عین حال یادآور درد جدایی نیز هست. او با ذکر گلهای جدید یاد دردهای قدیمی را زنده میکند. فصل نوروز و شادیهای آن بهانهای برای اندوهها و غمهای درونی شاعر میشود. شاعر همچنین از بوی کباب و خوشیهای دیگر طبیعت سخن میگوید، ولی در عین حال از عدم توانایی در پیدا کردن بوی گمشده خود گلایه میکند. او به ناتوانی خود از زیستن بدون محبوبش اشاره کرده و میگوید که زندگی کنار دیگران برای او بیفایده است. در انتها، شاعر نسبت به پریشانی دلها و غمهایش از رقیب خود (محبوبش) ابراز نگرانی میکند و تأکید میکند که نمیتواند بر عشق و زیبایی محبوبش غلبه کند.
یار باز آمد و بوی گل و ریحان آوردخنده باغ مرا گریه هجران آورد
هوش مصنوعی: دوست من بازگشته و عطر گل و گیاه با خود آورده است، اما خنده و شادی باغ من از دیدن او، به یاد درد جدایی، تبدیل به گریه شده است.
باز گلهای نو از درد کهن یادم دادغنچه ها بر جگرم زخم چو پیکان آورد
هوش مصنوعی: گلهای تازه مرا به یاد دردهای گذشته انداختند. غنچهها بر دل من زخمهایی مانند تیر زدند.
فصل نوروز که آورد طرب بر همه خلقچشم بد روز مرا موسم باران آورد
هوش مصنوعی: در فصل نوروز که شادی و خوشحالی بر همه حاکم میشود، چشم بد و ناپاکی باعث پریشانی من شده و برای من این زمان به نوعی باران و غم را به همراه دارد.
هر سحر باد که بر سینه من می گذرددر چمن بوی کباب از پی مستان آورد
هوش مصنوعی: هر صبح که باد بر سینهام میوزد، در چمن عطر لذیذ کبابی که مستان را به یاد میآورد، به مشام میرسد.
بوی آن گمشده خویش نمی یابم هیچزان چه سودم که صبا بوی گلستان آورد
هوش مصنوعی: من هیچگاه بوی محبوب گمشدهام را حس نمیکنم. چه فایدهای دارد اگر نسیم بوی گلستان را به من بیاورد؟
به چه کار آید بی سرو خودم، گر چه بهارسوی هر باغ بسی سرو خرامان آورد
هوش مصنوعی: اگر من بدون وجود خودم باشم، این وجود درختان سرو که در بهار به هر باغ میآیند، چه فایدهای دارد؟
نتوان زیست به جان دگران، گر چه صباجای خاشاک ز کوی تو همه جان آورد
هوش مصنوعی: نمیتوانم زندگی کنم در حالی که دیگران در درد و رنج هستند، حتی اگر نسیم محبت تو، جان مرا مانند کاه از کوی تو بما بیاورد.
باد یارب چو رقیب تو پریشان همه وقتکه ترا بر سر دلهای پریشان آورد
هوش مصنوعی: ای کاش باد همچون رقیبی همیشه در حال برافروختن دلهای بیقرار تو باشد، تا تو را در آغوش فکر و احساسات پریشان کند.
با چنان روزنی، ار بر دل خسرو صد تیربتوان خوردن و بر روی تو نتوان آورد
هوش مصنوعی: با چنین روزنهای، اگر صد تیر به دل پادشاهی بزنند، نمیتوانند نگاهش را به روی تو بیندازند.