شمارهٔ ۷۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت زلف معشوق اشاره میکند و از تاثیر آن بر دل و جان عاشق سخن میگوید. او میگوید که کسانی که تحت تأثیر عشق او هستند، در واقع زندانیان احساسات خود هستند. درد و غم ناشی از دوری معشوق باعث حیرت شاعر است، زیرا او خود را در این حالتی میبیند که به نظر میرسد دیگران از این درد بیخبرند. شاعر درباره عشق و وابستگی میگوید و اشاره میکند که حتی زاهدان نیز گاهی دچار لغزش میشوند. او همچنین به ناتوانی انسانها در برابر جذابیت معشوق اشاره دارد و میگوید که عاشق هر طور که باشد، در عشق با ذلت و عزت یکسان است. در نهایت، شاعر به حسرت خود برای دیدار معشوق اشاره میکند و از آرزوی خاکی شدن برای خدمت به او سخن میگوید.
خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانندای خوش آن طایفه کاین سلسله می جنبانند
هوش مصنوعی: به خوشحالی میگوید که زلفهای خمیدهات که به زنجیر جنون تشبیه میشود، زیبایی خاصی دارند. خوشا به حال افرادی که در این زنجیر و حلقه عشق و جنون به سر میبرند و با آن بازی میکنند.
ای صبا، نرم تری روب غبار زلفشکه دران مشتی زندانی بی سامانند
هوش مصنوعی: ای نسیم ملایم، تو به نرمی از غبار موهای او عبور میکنی، چون در آنجا گروهی از انسانهای بی قید و بند و آشفته به دام افتادهاند.
عجب آمد همه را مردنم از هجر و مراعجب از خلق که بزیند چو تنها مانند
هوش مصنوعی: عجیب است که همه از مرگ من به خاطر دوری و جدایی غمگین هستند، اما من از این موضوع عجیبترم که چطور مردم میتوانند به راحتی زندگی کنند، در حالی که مانند من تنها هستند.
جان عاشق چو برون رفت نخوانندش باززانکه در دل دگری هست که جانش خوانند
هوش مصنوعی: وقتی که جان یک عاشق از بدن خارج میشود، دیگر به او بازگشت نمیشود، زیرا در دل کسی دیگر وجود دارد که جانش را میخوانند.
گرد خوبان جهان، عاشق بیتاب مگردکه جوان وتر و نوخاسته و نادانند
هوش مصنوعی: بهترین و زیباترین افراد دنیا را در عشق خود غرق مکن، زیرا آنها هنوز جوان، حساس و ناآگاه هستند.
زاهد امروز سر توبه شکستن داردمی فروشان اگر این دلق کهن بستانند
هوش مصنوعی: زاهد امروز تصمیم دارد از توبهاش برگردد. اگر میفروشان این لباس کهنه را از او بگیرند، به چه چیزی دلخوش خواهد بود؟
این چه شوخی ست که گویی دل من دزدیدی؟این ز تو آید و ز آنان که ترا می مانند
هوش مصنوعی: این چه وضعیتی است که به نظر میرسد دل من را ربودهای؟ این احساس ناشی از تو و کسانی است که شبیه تو هستند.
بنده ام خواه قبولم کن و خواهی رد، ازآنکعزت و خواری در کوی وفا یکسانند
هوش مصنوعی: من بنده تو هستم، چه مرا بپذیری و چه نپذیری. زیرا در مسیر وفا، عزیز شدن و خوار شدن هیچ تفاوتی ندارد.
زندگان این همه خواهند که در تو نگرندمردگان نیز، به جان تو اگر بتوانند
هوش مصنوعی: زندگان آرزو دارند که در تو بنگرند و حتی مردگان نیز اگر بتوانند، جان خود را فدای تو خواهند کرد.
باد حسنت همه خوبان جهان را بشکستبعد ازین سرو نخیزد که اگر بنشانند
هوش مصنوعی: نسیم زیباییات به قدری قوی و تأثیرگذار است که هر زیبایی و خوبی در جهان را تحت تأثیر قرار داده و از بین برد. پس از این، دیگر هیچ سروی نخواهد رویید، حتی اگر تلاش کنند آن را بکارند.
می برد حسرت پابوس تو خسرو در خاکچون شود خاک، بگو تا به رهت افشانند
هوش مصنوعی: خسرو آرزوی زیارت تو را در دل دارد و در خاک به خاطر تو غمگین است. بگو وقتی که خاک (یعنی پیکر او) به خاک سپرده شود، مردم به احترام تو بر آن بپاشند.