شمارهٔ ۷۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و آرزوی وصال محبوب سخن میگوید و احساسات عمیق خود را در مواجهه با آتش درون و دردهای ناشی از این عشق بیان میکند. او به تصویر سوختگان عشق اشاره میکند و از التهابی میگوید که هر لحظه با یاد محبوبش شدت میگیرد. شاعر همچنین به سرنوشت خود و دیگران که گرفتار این عشق هستند، فکر میکند و به احساسات پریشانحالی آنها اشاره میکند. در نهایت، او از بیخبری دیگران نسبت به رنج خود شکایت دارد و آرزوی توجه و یاد محبوب را دارد.
منم امروز حدیث تو و مهمانی چندپاره از دیده و دلها همه بریانی چند
هوش مصنوعی: امروز من درباره تو صحبت میکنم و کسانی که به مهمانی آمدهاند، بخشی از دلها و چشمهایم در آتش عشق تو سوختهاند.
هر زمان کاتش سودای تو افزود عشقجای خاشاک بر آتش فگند جانی چند
هوش مصنوعی: هر وقت که آتش عشق تو در دل شعلهور شد، عشق جانم را مانند خاشاکی در آتش میسوزاند.
دی سوی سوختگان دید و گفتی که که اندکافرا، گیر به بتخانه مسلمانی چند
هوش مصنوعی: او به سوی سوختگان نگاهی انداخت و گفت: "این کافران کجا هستند؟ بگذارید به بتخانهی مسلمانان چندی سر بزنیم."
تا تو از خانه برون آیی، هر دم چاک استبر سر کوی تو دامان و گریبانی چند
هوش مصنوعی: هر زمان که تو از خانه خارج میشوی، چندین گريبان و دامن به نشانه عشق و تعلق خاطر، در مسیر تو در سر کوی تو بر زمین افتاده است.
من ندانم که چه مرغم به یکی گلشن اسیر؟که رود آخر هر مرغ به بستانی چند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه دلیلی دارد که من در این باغ به اسیری افتادهام؟ هر پرندهای در نهایت به یک باغ زیبا خواهد رفت.
ما پریشان دل و او می گذرد مست، او راچه غم، ار جمع نگردند پریشانی چند؟
هوش مصنوعی: دلهای ما آشفته و غمگین است، اما او در حال گذر از کناره ماست و اصلاً نگران ما نیست. برای او مهم نیست که چند نفر در این حال پریشاناند.
خنده بیخبران است چو رنج دل مامی ندانیم چه رنجیم ز نادانی چند؟
هوش مصنوعی: خندههای کسانی که از حقیقت بیخبرند، در حالی است که ما از درد دل خود آگاه نیستیم. نمیدانیم چه سختیهایی را به خاطر نادانیام تحمل میکنیم.
حال ما دیده ای، گر، ای صبا، آن سو گذریبدهی یادش ازین بی سر و سامانی چند
هوش مصنوعی: اگر تو به آن سمت بروی، ای نسیم، حال ما را به او بگو و یادش را از این بیخبری و بیسامانیام ببر.
خسروا، بر دل آتشکده بسیار گریکاین جهنم نشود کشته به بارانی چند
هوش مصنوعی: خسرو، بر دل به شدت اشتیاق و عذابی که در آن آتشکده وجود دارد، بسیار گریه کن، زیرا این جهنم به راحتی با چند قطره باران خاموش نمیشود.