شمارهٔ ۸۴۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف چهره محبوبش میپردازد و میگوید که از روشنایی و زیبایی او، مانند خورشید، رو سفید شده است. او به شب و موهای سفیدی که بر اثر عشق و آرزو برای دیدن وجه محبوبش به دست آورده، اشاره میکند. در نهایت، شاعر از تجربه عمرش در آرزوی زیبایی معشوق صحبت میکند و به این نکته میپردازد که در پی عشق و زیبایی او، موهایش هم سفید شده است. تمام این شعر نمادی از عشق عمیق و تاثیر آن بر زندگی و احساسات شاعر است.
ای از فروغ روی تو خورشید رو سفیدشب را به جنب طره تو گشته مو سفید
هوش مصنوعی: ای روشنایی از چهرهات، خورشید که به خاطر زیباییات درخشنده است، شب به خاطر تابش موی تو دچار تغییر شده و نقرهای گشته است.
خط بر میار تا نشود روز ما سیاهآن روی در خور است چنان باش کو سفید
هوش مصنوعی: نقش و نگار بکش تا روزگار ما تیره و تار نشود. آن چهره زیبا به قدری درخشان است که باید مانند آن، درخشان و روشن باشی.
با من چو وقت صبح چنین گفت شب که ماکردیم موی در هوس روی او سفید
هوش مصنوعی: شب به من گفت که زمانی در صبح، ما در آرزوی دیدن روی او، موهایمان را سپید کردیم.
عمری هوای زلف تو پختیم و عاقبتکردیم موی خویش درین آرزو سفید
هوش مصنوعی: ما سالها با آرزوی زیباترین زلفهای تو سر کردیم و در نهایت، موهای خودمان بر اثر این آرزو، به سفیدی گرایید.
در آرزوی آنکه جوانی بود مقیمبسیار کرده ایم درین فکر مو سفید
هوش مصنوعی: ما همیشه در آرزوی جوانی بودهایم و به همین دلیل ساعات زیادی را به فکر کردن درباره آن گذراندهایم، اما اکنون موهایمان سفید شده است.
جز در ختا و هند بیاض سواد منخسرو میان نظم سیاهی مجو سفید
هوش مصنوعی: جز در سرزمین ختا و هند، نوشتههای من مانند کاغذ سفیدی است. ای خسرو، در میان نظم و سیاهی، سفید بودن من را جستجو نکن.