شمارهٔ ۸۵۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فدا کردن جان به خاطر معشوق است. شاعر از شدت علاقهاش به محبوب، به وضوح ابراز احساس میکند و تشبیههایی زیبا در توصیف عشق و شوق خود به کار میبرد. در این شعر، معشوق با ویژگیهایی چون زلف، ابرو و قدی زیبا توصیف شده است، و عشق به او به قدری عمیق است که شاعر حاضر است جان خود را فدای او کند. همچنین به نیکوکاری و رحمت معشوق نیز اشاره شده است. به طور کلی، شاعر عشق و شوق خود را به صورت فشرده و شاعرانه بیان کرده است.
دل در هوایت، ای بت عیار، جان دهدچون بلبلی که دور ز گلزار جان دهد
هوش مصنوعی: دل من در عشق تو، ای معشوق زیبا، همچون بلبلی است که از گلزار دور میشود و جانش را فدای عشقش میکند.
از رشک زلف غالیه سای تو هر شبیگر جان بود به نافه تاتار جان دهد
هوش مصنوعی: هر شبی که به زلف خوشعطر تو حسادت میکنم، اگر جانم هم در خطر باشد، برای زیبایی نافه تو جانم را فدای آن میکنم.
ابرو دو تا شده ست بر آن چشم پر خمارچون مشفقی که بر سر بیمار جان دهد
هوش مصنوعی: دو ابرو بر روی آن چشمی که پر از خواب و کسالت است، مانند فردی مهربان است که برای بیمار جان خود را فدای او میکند.
ای ناخدای ترس، بران خسته رحم کنکز شوق آن دو لعل شکربار جان دهد
هوش مصنوعی: ای ناخدای کشتی که از ترس دچار اضطراب هستی، به مسافر خستهات رحم کن، زیرا از شوق دیدن آن دو لبی که همچون شکر شیریناند، جانش در خطر است.
دامن کشان شبی به سر کوی من برآیتادل به زیر پای تو ایثار جان دهد
هوش مصنوعی: شب به سر کوچه من بیا و با خودت دامن بکش. دل من آماده است تا برای تو جانش را فدای تو کند.
یارب تو جان به سرو سهی ده که در چمنهر لحظه پیش آن قد و رفتار جان دهد
هوش مصنوعی: خداوندا، جانم را به آن موجود خوش قامت و زیبا ببخش، زیرا او در میان گلزار هر لحظه زندگیام را به خاطر خوشبرخوردی و زیباییاش فدای خود میکند.
خسرو به غمزه تو دهد جان چنان که کسبر دست شحنگان ستمگار جان دهد
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر نگاه فریبندهی تو جانش را فدای تو میکند، مانند کسی که برای دست ظالمی به خود فشار میآورد و جانش را میدهد.