شمارهٔ ۹۳۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر به معشوق خود مینگرد و از دوری او رنج میبرد. وی میگوید که برای نگاه به معشوق خود حاضر است از خواب و خیال خود بگذرد و صبر کند. او به زیباییهای ستاره و ماه اشاره میکند و از آنها گواهی میخواهد. همچنین، نگران است که نگاه معشوقش او را به ورطه نابودی بکشاند و از غم و رنج خودش سخن میگوید. شاعر در نهایت احساس میکند که باید از دوری معشوق گلایه کند و به تصویر نکوهش بپردازد. این شعر به وضوح نشاندهندهی عشق عمیق و درد ناشی از جدایی است.
نه بخت آنکه به موی تو راه خواهم کردز خواب یا به خیالت نگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: نه آنقدر خوششانسم که بتوانم با موهای تو در خوابم ارتباط برقرار کنم، یا به خاطر خیالت به تو نگاه کنم.
چنین که جان به لب آمد مرا ز درد فراقشکیب سهل بود، چندگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: زمانی که درد جدایی به حدی رسیده که جانم به لب آمده است، دیگر صبر کردن برایم آسان نیست، نمیدانم چه مدت باید این وضعیت را تحمل کنم.
چو هیچ قصه شبهای مات باور نیستکنون ستاره و مه را گواه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چون هیچ داستانی از شبهای تار را نمیتوان باور کرد، اکنون میخواهم ستارهها و ماه را شاهد بگیرم.
نمی رود ز من آن آفت نظر ترسمکه عمر در سر این یک نگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: نگاه تو از ذهن من نمیرود، و من از این میترسم که عمرم را صرف فقط یک نگاه به تو کنم.
بپوش چشم من و آب دیدگان امروزکه من نظاره آن کج کلاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چشمهای من را بپوشان و اجازه نده که امروز اشکهایم را ببینی، زیرا من میخواهم به آن کج کلاه نگاه کنم.
گذر چه می کنی آخر به سویم، ای ساقیمکن که توبه عمرم تباه خواهم کرد
هوش مصنوعی: ای ساقی، چرا به سمت من میگذاری؟ مرا از این کار بازدار که با نوشیدن، عمر پشیمانیام را به باد میدهم.
ز بهر آنکه نبینم برابرت سایهز دود سینه جهانی سیاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: من برای آنکه سایهات را نبینم، جهانی تیره و تار از غم و درد در دل خواهم ساخت.
چرا مقابل روی تو می شود آخر؟مبین در آینه، جانا، که آه خواهم کرد
هوش مصنوعی: چرا در برابر تو اینگونه قرار میگیرم؟ نگاهی به آینه نینداز، عزیزم، که حسرتی در دل دارم.
جفا که می رود امشب ز هجر بر خسروحکایت ار بزنم، صبحگاه خواهم کرد
هوش مصنوعی: اگر امشب از جدایی بر خسرو چنان نالهای کنم، صبحگاه آن را برایم خواهی آورد.