شمارهٔ ۹۶۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق عمیق و پایداری است که هیچگاه از دل شاعر نمیرود. او بیان میکند که حتی اگر فاصلهای طولانی بین او و معشوقهاش باشد، عشق و خیال او همیشه در ذهن او خواهند ماند. صبر او به پایان رسیده و تنها آرزویش دیدار معشوق است. شاعر تشنگی و عطش خود را به بوسهای از معشوق تشبیه میکند و میگوید که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین آن حس و حال خاص شود. در نهایت، او به سختیهای عشق و دردهای آن اشاره میکند و میگوید که با وجود همه مشکلات، عشق همیشه باقی میماند و در دلش جا دارد.
عشق تو هرگزم ز سر نرودوز دل این آرزو به در نرود
هوش مصنوعی: عشق تو هیچ وقت از ذهن و دل من نمیرود و این آرزو هم هرگز از قلبم دور نمیشود.
گر برآید ز دوریت صد سالهم خیال تو از نظر نرود
هوش مصنوعی: اگر از دوریات صد سال هم بگذرد، اما خیال تو از ذهنم نمیرود.
کمترک خفت و خیز، تا خورشیدپیش بالای بام بر نرود
هوش مصنوعی: کمتر تکان بخور و استراحت کن، تا زمانی که خورشید به اوج آسمان نرسیده است.
صبر من رفت، تا عدم برسیدگر بیایی تو پیشتر نرود
هوش مصنوعی: صبری که داشتم تمام شده و انتظارم به آخر رسیده است. اگر تو زودتر بیایی، دیگر چیزی از این انتظار باقی نخواهد ماند.
بوسه ای ده که تشنگی شرابهرگز از شربت دگر نرود
هوش مصنوعی: به من بوسهای بده که تشنگی من برای شراب هرگز با چیز دیگری برطرف نخواهد شد.
آنکه او را لب تو بدخو کردآرزوی وی از شکر نرود
هوش مصنوعی: کسی که رفتار زشتی از لبهای تو دیده، امیدش به شیرینی شکر از بین نمیرود.
چه کنم در دلت نمی گنجم؟زانکه در سنگ موی در نرود
هوش مصنوعی: چه کار کنم که در دل تو جا نمیشوم؟ زیرا که موبر سنگ نمیروید.
گر سر از عشق می رود، گو رولیک باید که درد سر نرود
هوش مصنوعی: اگر دل از عشق برود و روی بگرداند، بگو برود، اما باید توجه داشت که درد و رنج آن عشق به سادگی از دل نمیرود.
خسروا، جان به شوق بخش که مرداندرین راه پر خطر نرود
هوش مصنوعی: ای خسروا، جان خود را با شوق و محبت پر کن، زیرا کسی که در این راه پرخطر قدم میگذارد، بیمحبت و شوق نمیتواند پیش برود.