شمارهٔ ۹۶۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر به نادیدنی معشوق اشاره میکند و میگوید که دل او از این دوری به شدت رنج میکشد. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و از آن میخواهد که این جدایی به جان و دل دیگران آسیب نزند. شاعر نیز به صدمهای که عشق به او زده، اشاره میکند و از احساس بیتابی و ناامیدی ناشی از این عشق صحبت میکند. در نهایت، این شعر از دردی که عشق و دوری میتواند به همراه داشته باشد، سخن میگوید و سوالاتی را درباره چگونگی تحمل این درد مطرح میکند.
دل ز نادیدنت به جان نشوداگرم هوش بیش از آن نشود
هوش مصنوعی: اگر دلم از نداشتن تو به درد آید، دیگر جای تعجب نیست؛ چون عقل و هوش من قادر به تحمل این احساس نیست.
مخرام اینچنین به نازکه تاخلق را جان و دل زیان نشود
هوش مصنوعی: نرمی و زیبایی خود را به نمایش بگذار، به گونهای که مردم آسیب نبینند و دلشان نرود.
دیده را خاک پات روشن شدنور بر دیده ها گران نشود
هوش مصنوعی: چشم من با خاک پای تو روشن شد و نور در آنجا سنگین نمیشود.
تو چسان می رباییم، باریتن مرده به حیله جان نشود
هوش مصنوعی: تو چگونه میتوانی ما را از خود دور کنی، در حالی که بدن بیجان به وسیلهی فریب نتواند زنده شود.
مرغکت، بیند ار به باغ رویپیش هرگز به آشیان نشود
هوش مصنوعی: اگر پرندهات را ببینی که در باغی در مقابل تو پرواز میکند، هرگز به لانهاش برنمیگردد.
عشق پشتم شکست و کیش گراینستتیر خسرو چرا کمان نشود؟
هوش مصنوعی: عشق مرا به زمین زد و من را در چنگال خود گرفتار کرد. چرا وقتی تیر خسرو به نشانهای پرتاب میشود، دیگر کمان نمیتوانند بکشند؟