شمارهٔ ۹۷۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از عشق و یار خود یاد میکند و بیان میکند که به خاطر علاقهاش، جان خود را فدای او کرده است. او به زیبایی و جذابیت یار اشاره میکند و میگوید که حتی در جمع دوستانش، او را بنده خود محسوب میکند. شاعر همچنین از احساسات عمیق خود و بیقراریاش در غیاب یار صحبت میکند و میگوید که در کنار یار، همه چیز جالبتر و دلنشینتر است. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به او قول صبر ندهد، زیرا عشقش آنقدر قوی است که هیچ چیز نمیتواند او را ثابت نگه دارد.
مدتی شد که یار می نایدوان بت گلعذار می ناید
هوش مصنوعی: مدتی است که محبوبم نمیآید و آن معشوق زیبا نیز نمیآید.
جان خود را شکار او کردمرغبتش بر شکار می ناید
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن عشق او تمام وجودم را فدای او کردهام، و حالا او به سمت من میآید و به من علاقهمند شده است.
می شمارند بس که یارانشبنده خود در شمار می ناید
هوش مصنوعی: به تعداد زیادی از دوستانش میرسد، اما او خود را در شمار آنها نمیداند و خود را از آنها جدا میبیند.
تا برآورد گرد از دلهازو دلی بی غبار می ناید
هوش مصنوعی: زمانی که عشق از دلها به اوج میرسد، دلی پاک و بیتغییر از آن سر برمیآورد.
روزگاری که پیشم آمد ازوپیش او روزگار می ناید
هوش مصنوعی: زمانی که تجربهای را در زندگیام داشتم، دیگران نیز همان تجارب را از پیش برای خود داشتند و به نوعی، چرخهای از زمان و خاطره برقرار است.
آرزویم کنار او چه شود؟کارزو در کنار می ناید
هوش مصنوعی: آرزویم این است که در کنار او باشم. در حالی که آرزو به واقعیت نمیرسد.
دل من کز قرار خویش برفتدیر شب برقرار می ناید
هوش مصنوعی: دل من که آرامش خود را از دست داده است، در طول شب به دور دستها رفته و دیگر به وضعیت قبلی خود بازنمیگردد.
مکن، ای دوست، ذکر صبر به عشقکه مرا استوار می ناید
هوش مصنوعی: ای دوست، به عشق کم به یاد صبر نباش، زیرا که من در این احساس قوی و محکم میشوم.
خسروا، گرد عشق می گردیمگرت جان به کار می ناید
هوش مصنوعی: ای خسرو، چرا در گرد عشق میچرخانی؟ آیا جانت به کار نمیآید؟