شمارهٔ ۹۹۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. گوینده به محبوب خود اشاره میکند که با زلفهایش و زیباییاش قلب او را میرباید. او به این موضوع میپردازد که محبوبش باید از زیباییاش به جا و با احتیاط استفاده کند و به او یادآوری میکند که نباید با زیباییاش دردی را بر او تحمیل کند. در نهایت، او به ناامیدی و احساس محرومیتی اشاره میکند که از این فاصله به دست آورده است.
شکن زلف باز خواهی کردبر مه از شب طراز خواهی کرد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی زلفهای خود را باز کنی، به ماه طعنه میزنی که شب را به زیبایی میآراید.
روزه داریم، رخ بپوش، ارنهروز بر ما دراز خواهی کرد
هوش مصنوعی: ما روزه داریم، پس صورتت را بپوشان که اگر نه، روز برای ما طولانیتر خواهد شد.
راست کردی ز ابروان محرابمی نماید، نماز خواهی کرد
هوش مصنوعی: اگر ابروانت را به خوبی حالت بدهی، به زیبایی معبدی میماند و تو میتوانی به راحتی عبادت کنی.
به گدایی به کویت آیم، لیکدر به رویم فراز خواهی کرد
هوش مصنوعی: من به در خانهات میآیم تا از تو درخواست کمک کنم، اما میدانم که شاید درِ خانهات را به رویم نگذاری.
کشمت جور و گویمت که مکنگرچه صد بار بازخواهی کرد
هوش مصنوعی: تو را به عشق خود عادت دادهام و به تو میگویم که این کار را نکن، هرچند بارها بخواهی باز به آن کار ادامه دهی.
کار خسرو ز دست شد وقت استگر زقلم احتراز خواهی کرد
هوش مصنوعی: زمانی رسیده است که دیگر از دست خسرو کاری ساخته نیست؛ اگر میخواهی از نوشتن بپرهیزی، حالا باید اقدام کنی.