شمارهٔ ۹۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جستجوی دل و یار اشاره میکند و میپرسد درد و رنج را کجا میتوان یافت. او وضعیت خود را توصیف کرده و به اندوه بیدلان و یاری که همدردی کند اشاره میکند. شاعر به زیبایی و بینظیری معشوقش اشاره میکند و از عدم وجود فردی که حال او را پرسد، ابراز ناراحتی میکند. همچنین به کمصبری خود در برابر غم میپردازد و از عشق و جانفشانی در آن سخن میگوید. در انتها، او به وفاداری و شجاعت در عشق اشاره میکند و میپرسد این ویژگیها را کجا میتوان یافت.
دل با درد را کجا یابند؟گونه زرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: کجا میتوانند دل را که پر از درد است پیدا کنند؟ و کجا میتوانند چهرهای زرد و بیمار را ببینند؟
یار اندوه بی دلان، چه خوش است؟نفس سرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: دوستی که دلشکستهها را تسلی میدهد، چه زیباست! اما کجا میتوان نفس سردی را یافت؟
خوبروی من از بتان فرد استاین چنین فرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: زیبای من از دیگران ممتاز و بینظیر است؛ تا این حد خاص و یکتا را کجا میتوان پیدا کرد؟
چون منی کو که حال من پرسدیار همدرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: کیست مانند من که احوال مرا بپرسد؟ یار همدرد را از کجا میتوان یافت؟
صبرم از دست غم گریخت، کنونآن جهانگرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: صبر من از چنگ غم فرار کرده و حالا کسی نمیداند آن مسافر را کجا پیدا کنند.
هر که در عشق جان دهد مرد استاین چنین مرد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق جانش را فدای محبوب کند، واقعاً مرد است. حالا باید دید چنین مردانی را در کجا میتوان پیدا کرد؟
سگ کویی ست خسرو اندر عشقشیر ناورد را کجا یابند؟
هوش مصنوعی: سگ کوی خسرو در عشق، جستجوگر و وفادار به صاحبش است، اما آیا کسی میتواند او را در جایی پیدا کند که شیر نبرد نکند؟