شمارهٔ ۱۰۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه گفته شده است. شاعر از زلف و نگاه معشوقه صحبت میکند و به تاثیرات آنها بر دل و جانش اشاره میکند. او میپرسد که چگونه چنین زیبایی میتواند بیتوجه بماند و میگوید که حتی اگر خوشیها و شادابیها در زندگیاش وجود نداشته باشد، هنوز هم دلش به وجود زیبایی او دلخوش است. شاعر احساس غم و درد را نیز به تصویر میکشد و نشان میدهد که عشق و وصال معشوق، مهمترین چیز در زندگی اوست.
زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟وان چشم تو با ابروی پرچین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: زیبایی موهای تو، ای محبوب، چگونه میتواند در کنار هم قرار بگیرد؟ و آن چشمهای تو که با ابروهای پرچینش کجاست؟
پروین چو به رخسار تو هر صبح بخنددتا بر دل خورشید ز پروین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: وقتی پروین هر صبح به چهرهات لبخند میزند، دل خورشید هم از زیبایی او چقدر شاد میشود!
گر نیشکر از دست تو بر خاک نشسته ستاین دیده بر آن قامت شیرین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: اگر نیشکر که نماد شیرینی و زیبایی است از دست تو افتاده و بر زمین افتاده، چشمان من چگونه میتوانند بر آن قامت زیبا و دلنشین تو تمرکز کنند؟
ور تیره نخواهد دل من حالت خود رابا گیسوی مشکین تو چندین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: اگر دل من به حالت خود راضی نباشد، در برابر گیسوی مشکین تو چه نیازی دارد که در آن وضعیت بماند؟
ور مشورت ریختن خون کسی نیستخط تو به آن طره مشکین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: اگر مشورت به معنای ریختن خون کسی نیست، پس چرا تو با آن موهای سیاه و زیبا خودت به این موضوع اهمیت میدهی؟
چون وصل تو ما را ندهد دست به بالینچندین غم تو بر سر بالین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: وقتی که وصل تو ما را به آرامش نمیرساند، چرا پس این همه غم و اندوه بر سر ما نشسته است؟
تو شاد بزی، گر بر خسرو ننشستیاز همچو تویی بر من مسکین چه نشیند؟
هوش مصنوعی: اگر تو خوشبخت و شاد زندگی میکنی، حتی اگر با کسی همچون خسرو (شاهان و بزرگان) هم نشست و برخاست نداشته باشی، پس من که در شرایطی نیاوردهام، چه انتظاری میتوانم داشته باشم؟