شمارهٔ ۱۰۵۶
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از دلشکستگی و دلتنگی شاعر است. او از غم و درد ناشی از عشق سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه جانش تحت تأثیر نگاه و غمزه محبوب قرار گرفته است. شاعر به تصویر کشیدن احساساتی همچون سوز و گداز ناشی از جدایی و ناپایداری عشق میپردازد و ترس از از دست دادن محبوبش و همچنین عذابهای روحی ناشی از این عشق را به تصویر میکشد. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به محفل محبوب برود و اینکه شادی او به قیمت ناراحتی دیگران باشد. این شعر حاوی تفکر عمیق و فلسفی درباره عشق، درد و هستی است.
هوایی در سرم افتاده، جانم خاک خواهد شدجهانی در سر آن غمزه بیباک خواهد شد
هوش مصنوعی: در ذهنم آرزویی پدید آمده که جانم را به خطر میاندازد و در دنیا به خاطر آن نگاه بیپروا و جالب، غوغایی به راه خواهد افتاد.
تو می زن غمزه تامن می خورم خوش خوش به جان پیکانچه غم دارد ترا، گر سینه من چاک خواهد شد
هوش مصنوعی: تو با ناز و عشوهات من را به سمت خود میکشی، من هم با کمال میل خوشحال و شاداب، بگذار هر چه میخواهد پیش بیاید. اگر قلب من از عشق تو به درد بیاید، چه اهمیتی دارد؟
مبین زین سو که جانم از خیال مهره چشمتچو گنجشکی کزو بر خورده در تاباک خواهد شد
هوش مصنوعی: نشان نده که به خاطر دیدن چشمانت جانم در وضعیت ناآرامی و افسردگی است، مانند گنجشکی که از یک نقطه به شدت تحت فشار و ترس قرار گرفته است.
بسوزم خویش را از جور بخت، ولی ترسمکه آتش سوخته از ننگ این این خاشاک خواهد شد
هوش مصنوعی: از بدی روزگار خودم را به آتش میکشم، اما میترسم که این آتش باعث شرمندگیام شود و من را مانند خاکستر بیارزش کند.
خدایا، زو نپرسی و مرا سوزی به جای اوکه کشته عالمی، زان نرگس چالاک خواهد شد
هوش مصنوعی: ای خدا، از من نپرس و مرا دچار درد و رنج نکن. به جای او که به خاطر عشقش دلی را به خاک و خون کشیدهام، نرگس زیبا و تندخو به زودی از این غم بر خواهد خاست.
روید، ای دوستان هر گه که می باید بر آن کویشکه این جان خاک این کویست، اینجا خاک خواهد شد
هوش مصنوعی: برخیزید، ای دوستان، هر زمان که لازم است، به سوی کسی بروید که این جان و دل شما به او تعلق دارد، زیرا اینجا، در این مکان، روزی خاک خواهد شد.
زهی شادی، گر او اید که بیند حال من، لیکنمن این شادی نمی خواهم که او غمناک خواهد شد
هوش مصنوعی: آه، چقدر خوشحال میشوم اگر او بیاید و حال من را ببیند، اما من این شادی را نمیخواهم چون او غمگین خواهد شد.
خیال خط تو همراه من بس باشد آن وقتیکه نام من ز لوح زندگانی پاک خواهد شد
هوش مصنوعی: تصور و یاد تو برای من کافی است در آن زمانی که نام من از زندگی پاک خواهد شد.
ازان لب تلخ می گویی، بترس از مردن خسروکه هر زهری که آید از لبش تریاک خواهد شد
هوش مصنوعی: از آن لب تلخی که او دارد، بترس از مرگ خسرو، زیرا هر زهر و گزندهای که از آن لب بیرون آید، به عنوان تریاک و درمان به حساب میآید.