شمارهٔ ۱۰۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلتنگی و عشق بیان شده است. شاعر از محبوبی نازنین یاد میکند که او را به یاد میآورد و از بیعدالتیهای او گلایه دارد. او جوان و نادان را به تصویر میکشد که در جستجوی مراد و آرزوهایش است، اما نمیتواند آن را پیدا کند. شاعر همچنین از درد و غم خود میگوید و به چشمان معشوقش اشاره میکند که مانند کعبهای است که دلش را میگیرد. در نهایت به کمبود صبر و آرامش اشاره کرده و به سرنوشت و بیتوجهی خسرو اشاره میکند که ممکن است به خود آسیب بزند. بهطور کلی، احساسات عاشقانه و رنجهای ناشی از جدایی در این شعر مشهود است.
ز من به خاطر آن نازنین که یاد دهد؟ز جور او به که نالم، مرا که داد دهد؟
هوش مصنوعی: من به خاطر آن عزیز که مرا روشنی بخشد، از ظلم او به که شکایت کنم، که در این حال چه کسی به من کمک خواهد کرد؟
جوان و مست و فراموش کار و نادان استزمان زمان ز من بیدلش که یاد دهد؟
هوش مصنوعی: جوان در حال سرخوشی و بیخبری است و نمیداند در این زمان چه باید بکند. من بیدل، کیست که به او یاد بدهد؟
مراد جویم و گوید خدا دهد، آریخدا مگر من بیچاره را مراد دهد
هوش مصنوعی: من به دنبال آرزوهایم هستم و او میگوید که خدا آنها را به من میدهد، اما آیا خداوند به من، این بیچاره، چیزی خواهد داد؟
دلم به ششدر غم ماند و کعبتین دو چشمسفید گشت که این مهره را گشاد دهد
هوش مصنوعی: دل من در غم به شدت مانده است و دو چشم روشن و سفید مانند کعبه، به این زیبایی احتیاج دارند تا این درد و اندوه را از بین ببرند.
شکیب کو که سرشک سبک رکاب مراعنان بگیرد و یک ساعت ایستاد دهد
هوش مصنوعی: صبر کن تا شوق و هیجان من با آرامش به کنترل درآید و فرصتی برای استراحت و تأمل پیدا کنم.
بدین صفت که دم سرد می زند خسروعجب نباشد، اگر خویش را به باد دهد
هوش مصنوعی: با این ویژگی که خسرو به آرامی صحبت میکند، عجیب نیست اگر به راحتی خود را به باد دهد و از دست برود.