شمارهٔ ۱۰۵۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به یادآوری لحظات شیرینی که در میگساری و شادی گذرانده، میپردازد و احساس nostalgia را ابراز میکند. او به شب خاصی اشاره میکند که در آن تحت تأثیر می و ساقی قرار گرفته و از آن شب خاطراتی در دلش باقی مانده است. باوجود گذشت زمان، تاثیر و یاد آن شب از دل او محو نمیشود. همچنین، شاعر به غم و درد فقدان معشوقهاش اشاره دارد و بیان میکند که عشق و علاقهاش به او هرگز از بین نخواهد رفت. در نهایت، او به زیبایی بهار و اثر آن بر دل خود اشاره میکند و میگوید که هوس او همچنان در دلش زنده است، همانطور که زخمهای عشقش بر دل او باقی مانده است.
گذشت مجلس عیش و خمار می نرودبماند در دلم، این یادگار می نرود
هوش مصنوعی: مجلس شادی و مستی سپری شده است، اما یاد آن لحظات در دلم باقی میماند و هرگز فراموش نخواهد شد.
شبی خراب شدم، نی ز می، ز ساقی خویشبرفت آن شب و از سر خمار می نرود
هوش مصنوعی: یک شب به شدت غمگین و خراب شدم، زیرا نوشیدنیام از دست ساقیام رفت و حال خوشم از اثر می، همچنان باقی نماند.
چه وقت بود که آمد که هیچم از خاطرطریق آمدن آن سوار می نرود
هوش مصنوعی: چه زمانی بود که آن سوار از راه رسید و من هیچیک از جزئیات راه آمدنش را به یاد ندارم؟
چرا نمردم در زیر پای گلگونشهنوز از دلم این خارخار می نرود
هوش مصنوعی: چرا هنوز زندهام و در زیر پایت نمیمیرم؟ هنوز درد و رنج ناشی از عشق تو از دلم نمیرود.
همان زمان که برون شد، رقیب را گفتمکه رفتنی دگر است، آن نگار می نرود
هوش مصنوعی: زمانی که او خارج شد، به رقیبم گفتم که دیگر راهی برای بازگشت نیست، آن معشوق هرگز نخواهد رفت.
جفای ساقی ما را خبر که بیرون رفتکه کس ز مجلس ما هوشیار می نرود
هوش مصنوعی: خبر رسید که ساقی ما از مجلس خارج شده است و هیچ کس از جمع ما در حالت هوشیاری نمیتواند بماند.
چنین بهاری و من هم به بوی او، چه کنمکه این هوس ز نسیم بهار می نرود
هوش مصنوعی: این بهار زیباست و من به خاطر او در این حال و هوا هستم. چه باید بکنم که این اشتیاق در من از نسیم بهار از بین نمیرود؟
ز گوش خسرو آن زخم چنگ و نای برفتدلی ز سینه فغانهای زار می نرود
هوش مصنوعی: از گوش خسرو صدای چنگ و نای به دل زخم زدهای طنین انداخته است، اما فریادهای اندوهناک به دل نمینشینند و از سینه بیرون نمیآیند.