شمارهٔ ۱۰۵۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف چشمان خوابناک معشوق میپردازد و میگوید که نمیتوان به خواب خوش او اطمینان کرد. او به زمین بوسه میزند اما آرزوی ملاقات معشوق را دارد. همچنین نگران است که زیبایی معشوق از دلش برود. شاعر به آتش عشق اشاره میکند و بیان میکند که این عشق چنان عمیق است که نمیتوان آن را به سادگی بیان کرد. در نهایت، او به گناه عشق و درد و رنج ناشی از آن اشاره میکند و میگوید کهغم عشق را نمیتوان نادیده گرفت.
کسی که دیدن آن چشم خوابناک رودعجب مدان که به خواب خوشش هلاک رود
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد زیبایی و جذابیت چشمهای خوابآلود او را نادیده بگیرد، نباید تعجب کند که خوابش به خواب خوشی تبدیل میشود و در این حال، دچار بیملاحظگی و خرابی میشود.
زمین به یاد لبت بوسه می زنم، لیکنچگونه آرزوی انگبین به خاک رود
هوش مصنوعی: زمین را به یاد لبهای تو میبوسم، اما چطور میتوانم آرزو کنم که شهد به خاک بیفتد؟
چنین که روی تو گلبرگ نازک است، مبادکه سویت از دل من آه سوزناک رود
هوش مصنوعی: به زیبایی و لطافت روی تو میتوانم به گلبرگ نازکی اشاره کنم، اما نمیخواهم که بغض و غم درونم به سمت تو برود.
به عشق دعوی آتش پرستیش نرسدبرهمنی که در آتش چو ترسناک رود
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، ادعای پرستش آتش، به کسی که در آتش میرود نمیرسد؛ مانند برهمن که از آتش میترسد.
فرو خورد که برون ندهد اهل دل آهیکه گر برون فگند، شعله بر سماک رود
هوش مصنوعی: دلهای اهل درد، آهی را در درون خود نگه میدارند و اگر این آه به بیرون بیاید، آتششان شعلهور میشود و آسمان را میسوزاند.
فدای غمزه زنی باد جان که جانب اودرست آید و دلهای چاک چاک رود
هوش مصنوعی: جانم فدای نگاه توست که وقتی به تو مینگرم، احساس میکنم دلهای شکستهام به سمت تو کشیده میشود.
گناه خسرو، اگر دوستیست، غمزه مزنکه از جهان چو شهیدان عشق پاک رود
هوش مصنوعی: اگر عشق خسرو گناه محسوب میشود، دیگر با ناز و غمزه خود ندا بده که از این دنیا کسانی مانند عاشقان واقعی به راحتی میروند و میآیند.