شمارهٔ ۱۰۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره میکند که دیدنش باعث ایجاد حالات شگفتانگیز و یکنوع شور و هیجان در دل عاشق میشود. شاعر به تأثیر عمیق این معشوق بر روح و روان افراد اشاره میکند و بیان میکند که کسی که این زیبایی را ببیند، تحت تأثیر آن قرار میگیرد و به نوعی از خود بیخود میشود. در عین حال، اشاراتی به زهد و دوری از دنیا نیز وجود دارد که نشاندهنده تضاد میان عشق و زندگانی دینی و زاهدانه است. شاعر میگوید حتی در حضور این زیبایی، دلش نمیتواند به شادی و لذت برگردد و همچنان در اندوه و خروش است. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق به قدری قوی است که فرد را از هر چیز دیگری غافل میکند.
کسی که دیدن آن ترک باده نوش رودبه پای آید و چون بیندش به دوش رود
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی آن دختر را میبیند، چنان مجذوب میشود که به پای او میافتد و وقتی او را میبیند، آن چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که به آغوشش میدود.
تبارک الله ازان رو که بهره خواهد بردچو هم ز دیدن او آدمی ز هوش رود
هوش مصنوعی: خداوندی را سپاس میگوییم که هرکس از دیدار او بهرهمند شود، به حدی شگفتزده و مسحور میشود که از خود بیخود میگردد.
گر آن حریف رود سوی قبله، صوفی راگلیم زهد به دکان می فروش رود
هوش مصنوعی: اگر آن همراه به سوی قبله برود، صوفی را باید در دکانش دنبال گلیم زهدش بدوند.
ز بس که بیهشم از وی چو چشم پاک کنمبه سوی چشم برم دست و سوی گوش رود
هوش مصنوعی: به خاطر زیادی محبت و شوری که از او دارم، وقتی چشمم را به سوی او میدوزم، ناخودآگاه دستم به سوی چشمم میرود و از آنجا تا گوشم ادامه مییابد.
خراش سینه همسایه شد خروش دلمکسی مباد که در گوشش این خروش رود
هوش مصنوعی: درد و رنجی که همسایه به دل من میزند، صدای نالهام را بهوجود میآورد. نمیخواهم هیچکس این ناله و فریاد را بشنود.
صلای عیش همی آیدم ز یاران، لیکدلم نماند که سوی نشاط و نوش رود
هوش مصنوعی: صدای شادمانی از دوستان به گوش میرسد، اما دل من در این حال و هوا حضور ندارد و نمیتواند به سمت خوشی و لذت برود.
طریق سرو قباپوش دید تا خسرودلش نخواست که بر سرو سبزپوش رود
هوش مصنوعی: خسرو که دلش نمیخواست به سوی آن سرو که لباس سبز به تن دارد برود، راه سروی را دید.