شمارهٔ ۱۰۶۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشی لب یار اشاره میکند و از تأثیر آن بر دل و جانش سخن میگوید. او میگوید که اگر دو لب را ببندد، دو عمر را هم تحت فشار قرار داده و پیوندی عمیق میان جانها ایجاد میکند. دیدن لب یار او را به شدت میسوزاند و او با حسرت از حلاوت لبهایش یاد میکند. همچنین به قدرت چشمان یار اشاره کرده و از چشم بد دوری میطلبد. شاعر در نهایت بیان میکند که غم یار او را به قدری گرفتار کرده که حتی شادی را هم فراموش کرده است.
چون گشادی دهان شکر خندتنگ شکر شود گشاده ز بند
هوش مصنوعی: وقتی دهان باز میشود و شکر به شادی میآید، آن شکر که در تنگنا بود، از بند رهایی مییابد و آزاد میشود.
در ببندی دو لب، دو عمر دهیکه دو جان می کنی به هم پیوند
هوش مصنوعی: اگر دو لب خود را ببندی و سکوت کنی، میتوانی دو عمر را تحمل کنی، زیرا در این سکوت، دو جان به یکدیگر متصل میشوند.
سوزم از دیدن لبت بنشستکز نظر می کشم حلاوت قند
هوش مصنوعی: از دیدن لبهای تو میسوزم، چون هر بار که تو را میبینم، شیرینیای را که احساس میکنم از دست میدهم.
چشم قصاب تو کشد هر روزدر دکان بلا حیوانی چند
هوش مصنوعی: چشم قصاب هر روز در مغازهاش به دقت به حیوانات معصوم نگاه میکند و واقعیت سختی را که آنها با آن روبرو هستند، میبیند.
چشم بد دور درپذیر از منکه مرا سوزی از طفیل سپند
هوش مصنوعی: چشم بد دور، لطفا از من فاصله بگیر که من به خاطر تو دچار درد و رنج شدهام.
پا مکش از سر من و بگذارسایه زیر پای سرو بلند
هوش مصنوعی: از زیر سایهات دور نشو و به من اجازه بده که زیر سایهات باشم، مانند سرو بلندی که همیشه در بطن وجودش محافظت میکند.
با غمت خسرو آنچنان خو کردکه به شادی نمی شود خرسند
هوش مصنوعی: به علت غم و اندوه تو، خسرو آنقدر به این وضعیت عادت کرده است که حالا در شادی هم نمیتواند خوشحال باشد.