شمارهٔ ۱۰۶۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع عشق و احساسات عمیق عاشقانه میپردازد. او از سبز شدن و شادی ناشی از عشق صحبت میکند و به پسر عاشق توصیه میکند که احساساتش را پنهان نکند، زیرا روزی این عشق آشکار خواهد شد. همچنین به پیوند عشق و زیبایی اشاره میکند و وصفی از لبانی که به هم میرسند، و دمی از عشق پرشور را به تصویر میکشد. زلف معشوق را به عقد خورشید تشبیه میکند و در انتها، به امید آزادی و رسیدن به عشق والامقام اشاره میکند.
اگر از خطت سبزه صحرا بگیردسرش سبز بادا، بگو تا بگیرد
هوش مصنوعی: اگر درختان سبز صحرا از آثار تو سبز شوند، بگو که بگذارید این کار انجام شود.
نهانی مریز، ای پسر، خون عاشقکه روزی ترا آشکارا بگیرد
هوش مصنوعی: ای پسر، عشق و احساساتت را پنهان نکن، چرا که روزی این عشق به وضوح و آشکارا در وجودت نمایان خواهد شد.
لبش خورده خونم، گرش من بگیرمهمان هر دو لب یکدگر را بگیرد
هوش مصنوعی: اگر لبانش را ببوسم، خونم از دهانش میریزد و اگر او هم لبانم را بگیرد، همینطور اتفاق میافتد.
دو زلفت دو عقد است رأس و ذنب راکه خورشید را بی محابا بگیرد
هوش مصنوعی: دو زلف زیبای تو مانند دو رشتهای است که سر و انتهای آن به هم پیوستهاند، طوری که اگر خورشید بخواهد بدون تردید و با جسارت آنها را در چنگ خود بگیرد، خوشبختانه میتواند.
وزان عقد خورشید یابد رهاییدگر خدمت شاه والا بگیرد
هوش مصنوعی: از آن زنجیر آفتاب آزاد میشود و دوباره به خدمت پادشاه عالیرتبه درمیآید.