شمارهٔ ۱۰۶۸
هوش مصنوعی: این شعر به احساساتی عمیق اشاره دارد که شاعر در مورد معشوق خود ابراز میکند. او میخواهد که معشوق از پیش او نگذرد و به او توجه کند، چرا که چشمها و دلهای بسیاری به او دوخته شدهاند و همه در انتظار لحظهای از وصال هستند. شاعر از معشوق میخواهد که به خاطر عشق و احترام به او، از خودخواهی پرهیز کند و همچنین ابراز میکند که دلش در خیالت غرق است و به یاد زلفهایش مشغول است. در مجموع، این شعر نشاندهنده عشق و اشتیاق عمیق است و شاعر از معشوق میخواهد کمی توقف کند و به او توجه کند.
سوار چابک من پیش چشم من مگذرمرا بکشتی، ازین سو ز بهر من مگذر
هوش مصنوعی: سوار چابک من، در برابر من از کنار نروید، چرا که به خاطر من، ناگزیر از این سو عبور نکنید که مرا از خود میرانید.
ببین که چشم کسی چون بود، ز بهر خدابدین صفت که تویی پیش مرد و زن مگذر
هوش مصنوعی: بنگر که نگاه دیگران چگونه است، برای خداوند به گونهای رفتار کن که تو در برابر مردان و زنان کمتوجهی نکنی.
بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهندبپوش روی، وگرنه در انجمن مگذر
هوش مصنوعی: اهل دل دنبال فرصتی هستند که جانشان را فدای عشق کنند. بنابراین، اگر نمیخواهی با آنها فرض بودن را تجربه کنی، بهتر است در جمع آنها حاضر نشوی.
سرم به خاک ره تست، پرشکسته مرونماز می کنم، آخر ز پیش من مگذر
هوش مصنوعی: سرم در پیش تو و به خاک زمین افتاده است، نذر کردهام که به تو احترام بگذارم و دعا کنم. خواهش میکنم از کنارم نگذری.
به دیده و دل و جان بگذری که جان توامرواست زان همه بگذر، ازین سخن مگذر
هوش مصنوعی: با چشم و دل و روح خود بگذار که جان تو از همه اینها باارزشتر است. از همه چیز بگذر و از این صحبت هم غفلت نکن.
غبارهاست ز جعد تو در دلم بسیارکشان به روی زمین جعد چون سمن مگذر
هوش مصنوعی: موهای تو مانند غبار در دلم پخش شده و به روی زمین میریزد، پس به آرامی از کنار جعدی که مانند بوی خوش سمن است بگذر.
دلا، ز زلف گذر بر لبت اگر نتوانولیک تا بتوانی از آن دهن مگذر
هوش مصنوعی: ای دل، اگر نتوانی از زلف کسی عبور کنی، سعی کن دستکم از دهانش عبور نکن.