شمارهٔ ۱۰۷۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و نورانی بودن چهره معشوق است. شاعر با توصیف چهره او، او را شمعی میداند که نورش درخشانتر از خورشید است. زیبایی معشوق باعث میشود که دیگران از حسد دور شوند و شادابی و جمال او در جهان محسوس است. عشق و غم ناشی از فراق او، دل شاعر را ویران کرده و حتی روح او را از گلستانی نیز دور میسازد. شاعر همچنین اشاره میکند که در درگاه معشوق همیشه باید حاضر باشد و دوری از او را نمیتواند تحمل کند. این شعر بازتابی از عشق عمیق و اشتیاق به وصال است.
ای شمع، رخ تو مطلع نورزین حسن و جمال چشم بد دور
هوش مصنوعی: ای شمع، چهره تو منبع نور است و زیبایی تو چنان است که چشمهای ناپاک از دور میمانند.
با پرتو عارض تو خورشیدچون شمع در آفتاب بی نور
هوش مصنوعی: با تابش چهرهات، خورشید مانند شمعی در برابر نور آفتاب خاموش و بینور شده است.
رخسار تو در جهان فروزیماننده آفتاب مشهور
هوش مصنوعی: صورت تو در جهان مانند آفتاب درخشان و معروف است.
از روی تو شام صبح گرددوز زلف تو صبح شام دیجور
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو نمایان میشود، شب به روشنی صبح تبدیل میگردد و تاریکی شب به خاطر زلفهای تو، به روز تبدیل میشود.
انگیخته شام را ز خورشیدآمیخته مشک را ز کافور
هوش مصنوعی: شب به خاطر تابش خورشید بیدار شده و رنگی خاص به خود گرفته است، مانند عطر مشک که با کافور ترکیب شده است.
از دست غم تو در زمانهیک خانه دل نماند معمور
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، دیگر هیچ جایی در دل من برای خوشی و آرامش باقی نمانده است.
بر دار غمت حلال باشدزو وصل تو گشته همچو منصور
هوش مصنوعی: حضور غمت مانند دار زدن است و وصال تو برایم به اندازهی منصور عزیز و ارزشمند شده است.
خاطر نرود به گلستانیآن را که جمال تست منظور
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی تو را دیده باشد، هرگز آن منظره دلانگیز را فراموش نمیکند.
خسرو که همیشه بر در تستاز درگه خود مکن ورا دور
هوش مصنوعی: خسرو که همیشه کنار توست، از درگاه خود او را دور نکن.