شمارهٔ ۱۱۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و او را منحصر به فرد و بینظیر میداند. توصیفاتی از ویژگیهای ظاهری و رفتار او ارائه میدهد و عشق و علاقهاش را به تصویر میکشد. شاعر به ناتوانی خود در حفظ ایمان به زلف معشوق و همچنین تأثیر خنده و هجران او بر جانش اشاره میکند. او از حسرتها و یادگارهای عشق صحبت میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که هیچ یاری نمیتواند جای معشوق او را بگیرد، چرا که او در دل او جایی خاص و بیهمتا دارد. شاعر از دیوانگیاش در برابر زیباییها سخن میگوید و این احساسات را به صورتی عمیق و شاعرانه بیان میکند.
جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگرفتراک او نگه کن، هر سو شکار دیگر
هوش مصنوعی: سوارش را تماشا کن که چگونه در هر سمت غبار بهراه میاندازد. به دقت نگاه کن که در هر طرف، طعمهها و شکارهای دیگری وجود دارد.
دلها اسیر گیرد، جانها شکار سازدهرگز ندیده ام من، زینسان سوار دیگر
هوش مصنوعی: دلها را به بند میکشد و جانها را شکار میکند، من هرگز چنین سوییگری را ندیدهام.
بخشم به زلفش ایمان، هم ناید استوارشآن چشم کافرش بین نااستوار دیگر
هوش مصنوعی: من به زلف او ایمان دارم، اما چشمان کافر او آنقدر ناپایدار است که نمیتوان به آن اعتماد کرد.
هست ار چه کار عیسی جانها به مرده دادنمشکین لب و دهانش دارند کار دیگر
هوش مصنوعی: اگرچه عیسی به مردگان جان میدهد، اما او نیز معنا و هدف دیگری دارد و کارش فراتر از این است.
از خنده تو بر جان یک یادگار دارموز داغ هجر بر جان صد یادگار دیگر
هوش مصنوعی: از خندهی تو خاطرهای شیرین در قلب دارم و از درد دوریات، یادگاریهای بسیاری بر روانم نشسته است.
هر دو لب تو، جانا، از یک می اند، لیکنهر نرگس تو دارد خواب و خمار دیگر
هوش مصنوعی: هر دو لب تو، عزیزم، مثل هم هستند و از یک طعم شیرین میآیند، ولی هر کدام از چشمان تو، خواب و حال و هوای خاص خود را دارند.
تا باد راست گه گه بر طره تو بازیاز هر شکنج مویت دارم غبار دیگر
هوش مصنوعی: هر زمانی که نسیم به سمت تو بوزد و موی پیچیدهات را به بازی بگیرد، من برای تو غباری دیگر از عشق و زیبایی دارم.
گفتی که یار دیگر ننشست در دل توتو جای می گذاری از بهر یار دیگر؟
هوش مصنوعی: تو گفتی که من دیگر عاشق کسی نیستم، آیا اینطور است که میخواهی به خاطر کسی دیگر، جایگاه این عشق را در قلبت تغییر دهم؟
یک بار دل به من ده، سوگند می خورم منبینم اگر به خوبان در عمر بار دیگر
هوش مصنوعی: یک بار دل خود را به من بسپار، تمام قسمها را میخورم که اگر به خوبان دوباره در زندگی برگردی، من این را میبینم.
یارب، چه صورت است این کش گر نگه کند گلبر خویش باز ناید تا نوبهار دیگر
هوش مصنوعی: ای خدا، این چه زیبایی است که اگر او نگاهی به خود بیندازد، مثل گل هرگز به فصل بهار دیگری برنخواهد گشت.
از دست خوبرویان دیوانه گشت خسروتنها نه او که چون او چندین هزار دیگر
هوش مصنوعی: خسرو، در اثر زیبایی و جذابیت چهرههای خوبرو دچار جنون و دیوانگی شده است، و این تنها مشکل او نیست؛ بلکه افرادی مانند او، به تعداد بسیار زیاد، چنین حالتی داشته و تحت تأثیر زیباییهای آنها قرار گرفتهاند.