شمارهٔ ۱۱۱۸
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با وجود دل شکسته، به شراب و مستی روی آورده است. او از معشوق میخواهد که شراب را به او بدهد تا لحظاتی از غم و غصههایش دور شود. در واقع، او به خاطر غم معشوق از جمع دوستان خود فاصله گرفته و نمیتواند احساساتش را به خوبی بیان کند. در پایان، از ناهمخوانی و نامناسبی موسیقی و آوازها نیز گله میکند.
بر جان من شکسته دل بازکردی تو شراب خوردن آغاز
هوش مصنوعی: تو با بهبود حال من، قلب شکستهام را دوباره زنده کردی و شروع به نوشیدن شراب کردی.
جانا، مخور این قدح که مستیلب را بزن و به من بده باز
هوش مصنوعی: عزیزم، نگذار این جام تو را مست کند، لب خود را بنوش و دوباره آن را به من بده.
شد نوبت شربت پسینمجرعه به پیاله من انداز
هوش مصنوعی: وقت آن است که شربت شبانه را بنوشم، لطفاً جرعهای از آن را در پیالهام بریز.
ما را غم تو ز خلق ببریددر صحبت دوستان دمساز
هوش مصنوعی: غم تو ما را از دیگران جدا کرده است و در جمع دوستانی که با ما همدم هستند، احساس تنهایی میکنیم.
پرسی که چگونه ای، چه گویم؟کز مرده برون نیاید آواز
هوش مصنوعی: پرسیدی که حال من چطور است، اما چه بگویم؟ که از مرده صدا بیرون نمیآید.
گویند مرا، برو از ین کویدل گم کردم، کجا روم باز؟
هوش مصنوعی: میگویند که از این مکان برو، اما من قلبم را گم کردهام، حالا باید به کجا برگردم؟
خوش نیست سرود خسروان رامطرب مست است و چنگ ناساز
هوش مصنوعی: آواز و سرود پادشاهان زیبا نیست، زیرا نوازنده مست است و سازش هم ناهماهنگ است.