شمارهٔ ۱۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه شخصی معشوق میپردازد. شاعر با توصیف چشمان خواب آلود و زلفهای دلربا، احساساتی از عشق و اشتیاق را به تصویر میکشد. او از درد و رنجی که ناشی از عشق است سخن میگوید و به تناقضات موجود در این رابطه اشاره میکند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که اگر عشق واقعی وجود نداشته باشد، بهتر است که به سراغ دیگری نرود. این اشعار نمایانگر عواطف عمیق و تأثیرات زیبایی معشوق بر شاعر است.
گشادی چشم خواب آلود را بازدر فتنه به عالم کرده ای باز
هوش مصنوعی: چشمان خمار و خوابآلودت را در میان آشوب و آشفتگی عالم، دوباره گشودهای.
به دور ماه رویت زلف شبروپریشان کاری اکنون کرد آغاز
هوش مصنوعی: زلفهای پریشان و تیره شب به دور ماه روی تو پیچیده شدهاند و این گلچین زیبایی، اکنون شروع به کار کرده است.
خط سبزت، اگر نه خضر وقت استچرا شد با لب جان بخش دمساز؟
هوش مصنوعی: اگر رنگ سبز تو نشانهای از جوانی و حیات است، پس چرا با لبان شیرین و جانبخش همصدایی ندارد؟
به بستان گر روی، در سجده آیدبه پیش قامتت سرو سرافراز
هوش مصنوعی: اگر به باغ بروی، سرو بلند و زیبا در برابر قدت به خاک میافتد و سر تعظیم فرود میآورد.
ربودی دل ز من، وانگه سپردیبه دست طره دلدوز غماز
هوش مصنوعی: دل مرا ربودی و سپس آن را به دست موهای دلکش خود سپردی که رازها را فاش میکند.
چه جای جان که بر دل می زند تیر؟چو گردد ترک چشمت ناوک انداز
هوش مصنوعی: چه جای جان که تیر در دل فرود میآید؟ وقتی چشمانت به مانند تیری در وي میزنند.
اگر ندهی به عمری کام خسروروا باشد، به غیر او مپرداز
هوش مصنوعی: اگر به مدت عمرت هم کام دل را به خسرو ندهی، باز هم این موضوع اشکالی ندارد، فقط به غیر او نپرداز.