شمارهٔ ۱۱۲۶
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس نیاز و بندگی عاشقان در برابر معشوق است. شاعر از معشوق درخواست کمک و دستیابی به نور و روشنایی میکند، زیرا او را شمع جهان میداند. شاعر به زیبایی یادآور میشود که پروانهها هرگز از شمع نمیگریزن و خود نیز در عشق، در حال عبادت و نیایش در برابر زیبایی معشوق هستند. در نهایت، اشارهای به کوتاهی عمر و زوال دنیوی میکند و میخواهد تنها لحظاتی از عمر را در کنار معشوق بگذراند.
افتادگان راه توییم از سر نیازدستی بگیر و در قدمت سر ز ما بباز
هوش مصنوعی: ما در مسیر تو به خاطر نیازمان به تو افتادهایم. خواهش میکنیم دست ما را بگیر و به خاطر ما سر را به خاک بگذار.
شمع جهانفروز تویی در جهان، ولیماییم از برای تو در سوز و در گداز
هوش مصنوعی: تو نوری هستی که دنیا را روشن میکند، اما ما همیشه در حال سوختن و داغ شدن برای تو هستیم.
از ما چه احتراز نمودی که در جهانهرگز نکرد شمع ز پروانه احتراز
هوش مصنوعی: چرا از ما دوری کردی، در حالی که شمع هیچگاه از پروانه دوری نمیکند؟
گر تو نماز جانب محراب می کنیما می کنیم در خم ابروی تو نماز
هوش مصنوعی: اگر تو برای نماز به سمت محراب میایستی، ما هم در خم ابروی تو به عبادت مشغول میشویم.
ببرید زلف و کرد به خسرو اشارتییعنی که عمر تست نمی خواهمش دراز
هوش مصنوعی: زلف را از سرش برداشت و به خسرو اشاره کرد، یعنی اینکه من به طولانی بودن عمر نیازی ندارم.