شمارهٔ ۱۱۴۰
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر از طرف دل و احساساتش سخن میگوید و به جنگجویی و تندخویی معشوق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که دیگر به او جفا نکند و به زیباییهایش بپردازد. در عین حال، او از درد جدایی رنج میبرد و از معشوق میخواهد که حال او را دریابد. در نهایت، او تأکید میکند که تنها معشوق میتواند حال او را بفهمد و او را تسکین دهد.
دل ببردی به جنگجویی و بسخو گرفتی به تندخویی و بس
هوش مصنوعی: دل را با جنگ و جدال به دست آوردی و به رفتار تند و تیز عادت کردی.
بس کن این، چند ازین جفا کردنیا به عالم تو خوب رویی و بس؟
هوش مصنوعی: بس کن دیگر از این ظلم و ستم کردن، یا اینکه باید در این دنیا با زیبایی و خوب رویی رفتار کنی و تمام؟
مردم از غم، وصیتم این استکه ز دل خون من بجویی و بس
هوش مصنوعی: مردم در حالتی از غم و اندوه هستند، به همین خاطر من وصیت میکنم که فقط به درد و رنج من در دل توجه کنید و بس.
هجر تو نیک می کشم، دریاباندرین فن تو یار اویی و بس
هوش مصنوعی: من به خوبی دوری تو را تحمل میکنم، اما در این هنر به من کمک کن که تنها تو یار من هستی.
پیش تو حال بی کسی مراکس نگوید مگر تو گویی و بس
هوش مصنوعی: در حضور تو، هیچکس حال تنهایی من را نمیفهمد، جز تو که تنها تو میتوانی آن را بیان کنی.