شمارهٔ ۱۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عشق و فراق اشاره دارد. شاعر از عدم توجه محبوبش به حال و روز او شکایت میکند و میگوید که او به خاطر عشقش در درد و رنج است. شاعر به عشق و وفاداری خود اشاره میکند و از محبوب میخواهد تا او را آزاد کند تا بیشتر از این زیر فشار عشق نماند. او همچنین به سرنوشت خود و یارانش میاندیشد و به این نکته اشاره میکند که عشق و دوری از محبوب، درد خاص خود را دارد. در نهایت، او از محبوب میخواهد که در این شرایط سخت، انتظاری از او نداشته باشد و نشان میدهد که عشق میتواند سختیهای زیادی را به همراه داشته باشد.
اگر چه پرسش من نیست رایشرها کن تا بمیرم زیر پایش
هوش مصنوعی: اگرچه نمیپرسم، نظر خود را کنار بگذار و بگذار زیر پای او بمیرم.
زمین را بهره زان پا و سرم دوربه غیرت هر دم از خاک سرایش
هوش مصنوعی: زمین، به خاطر وجود پا و سر من، از هر لحظه به غیرت من از خاک خود سرافراز است.
سر ما در کمند و شه به جولانچه غم می دارد از مشتی گدایش!
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ما در وضعیتی سخت و نا امید کننده قرار داریم، اما او، یعنی پادشاه یا فرد حاکم، هیچ توجهی به درد و رنج ما ندارد و به کارهای خود مشغول است.
چو از ما رفت، یاران، جان بی شرمبدار ار می توانی داشت جایش
هوش مصنوعی: زمانی که از ما دور شد، دوستان، اگر میتوانی دیوانگی و بیشرمی را کنار بگذار و در دل خود برای او جایگاهی را حفظ کن.
ترا خون ریز عاشق نیست حاجتکه هجران نیک می داند سزایش
هوش مصنوعی: تو که به خاطر عشق نمیکشی، به دنبال چه میگردی؟ جدایی خوب میداند که چگونه سزاوار خود را مجازات کند.
شراب شوق کز جنت دلم خوردگوارا باد آن نقل بلایش
هوش مصنوعی: شراب شوقی که از بهشت بر دلم ریخته، برایش آرزو میکنم که گوارا و خوشایند باشد. آن نقل (خبر) زیباییهای او نیز بسیار دلنشین است.
تو کش یارا که خواهد مرد بی توکه خسرو کرد خود را آزمایش
هوش مصنوعی: تو کسی را که به تو نیاز دارد، رنج میدهی و باعث میشوی بدون تو بمیرد. همانطور که خسرو برای عشقش خود را آزمایش کرد.